magar
مقرموعود
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

Instagram

۳۶۴ مطلب با موضوع «لغتنامه من :: تو» ثبت شده است

روی من شرط ببند

تمام “دل”ها را رد کرده ام

چشم بسته این قمار را می برم

دوست داشتن تو..

دلیل که نه...!!!

دل می خواهد…

سیبـــــــــ که هیچ

تمامی باغ را می چینم

اگر در تبعید گاهمان

فقط مـــــن و تــــــو باشیم ...



زمستان نیست ... 

دلتنگی توست 

که به لرزه انداخته

 چهار ستون دلم را . 

ﮔﺎﻫﯽ ﻋﻤﺮ ﺗﻠﻒ می شوﺩ ؛

ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﺣﺴﺎﺱ .…

ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻠﻒ می شود ؛

ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻋﻤﺮ !

ﻭ ﭼﻪ ﻋﺬﺍﺑﯽ می کشد ،

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻋﻤﺮﺵ ﺗﻠﻒ می شود ؛

ﻫﻢ ﺍﺣﺴﺎﺳﺶ.....!

پاییز از مهر شروع نمی شود

پاییز از بی مهری ها شروع میشود......

گاهى براى روزهاى تلخ بى حوصلگى
یک بوسه
بوى خوش یک پیراهن
و یا شنیدن یک دوستت دارم ساده
یک جور خوبى
حال آدم را عوض مى کند
و اینطور آدم مى فهمد
لذت دنیا

داشتن کسى ست
که دوست داشتن را بلد است

به همین سادگى ..


*دوستان عزیزم :


سرمایه های هر دلی حرف هایی است که برای نگفتن دارد!


پانوشت : تقدیم به همسفر زندگی من....

ﻣﻦ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺁﺩﻡ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﻡ !

ﺯﻧﺪﮔﯽ من ﻫﻤﯿﻦ ﺧﻮﺷﯽ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ،

ﻣﺜﻞﺧﻨﺪﺍﻧﺪﻥ ﺗﻮ ...

دلم کمی به خودت بیا,

کمی سادگی هایت را

در بغچه ی کودکی ات بگذار

و محکم گره  اش بزن,

تا باز نشود,

میتوانی در خمره ی سادگی هم بیندازی و دفن اش کنی

به جایش کمی بی وفایی و نامردی یاد بگیر

بیچاره دلم چقدر واحد پاس نکرده داری,
ای همسفر؛

تو در تب

ماندن بمان ولی

من می‌روم

که هستی من

 رفتن من است

من می توانم
روزها را
بدون صحبت کردن با تو و
ماهها را
بدون دیدنت طی کنم ،

اما
ثانیه ای نمی گذرد که
درباره ات فکر نکنم .

خیالت مثل چرت صبحگاهیست ..
مدام با خودم میگویم
پنج دقیقه دیگه ...


پانوشت : تقدیم به همسرم...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

ماه،

نور خورشید را به خودش میگیرد.

چادر مشکی ِتو،

گرمای خورشید را.

و اینگونه است که چادری ها

با ماه نسبت دارند...

مراقب نور وجودت باش ،ماه بانو!


پانوشت : تقدیم به همسرم...

فراموشت نکرده‌ام؛
فقط
…. لحظه‌ای از همیشه
…….. که نام تو را مشق می‌کردم
نسیمی وزید و…
ورق برگشت

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

تنها

برنا مه ای که تکرارش

آرزوی هر روز من است

پخش زنده ی

نگاه توست…

یک جرعه از آغوشت
مرا کافی است
تا حریصانه بهشت زمینیم را
وجب کنم؛
اسفند را
در چهارشنبه سوری چشمانت
به آتش میکشم
و به انتظار
تحویل بهترین دعا و آرزو هایم

برای "تو"
چشم براه فروردین میمانم...

پانوشت : تقدیم به همسرم....


باران حجم کوچکی از صمیمیت توست
بوی خاک باران خورده

درست مثل عطر تو

روی همه ی کلماتم پهن شده است

باران که می بارد

بوی رسیدنت می آید

می دانی

تو در ذهن من

هم تراز بارانی


پانوشت : تقدیم به همسرم...




تو که نباشی برای پرواز

به جذابیت های زمین دل می بندم.

 

پانوشت: با من باش که عمق فکرم رنگ فلسفه زمین نگیرد

میخواهم برای یک بار

ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ بگیرم....

ولی ﻃﺎﻗﺖ ﺍﺳﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﺪﺍﺭﻡ !


پانوشت:" دنیا " فهمید که خیلی حقیر است . . . وقتی گفتم : یک موی " تو" را به دنیا نمیدم !!!!

اگر کارگردان بودم

صدای نفس هایت

موسیقی

متن تمام فیلم هایم بود...

توکه نیستی !

به عکسهایت مینگرم..

این همان
نفس مصنوعی است...


پانوشت:

+شعر راهیست ،برای لمس تو ،میان واژه های بالغ احساس...

+حس خوبی در دلم هست ...جملاتی هم که مینویسم به همین دلیل است...



چشمان ابری مرا به دل نگیر

باران نمی‌شوم،

من این بغض نشکستنی را

تا ابد،

نذر بودن تو کرده ام ….


پانوشت:

"کاملا با ربط"

شهید تجلایی:  در هر حال پرهیزگار باشید و خدا را ناظر براعمال خود بدانید یاور ستمدیدگان و مستمندان جامعه و یاور تمام مستضعفان باشید مبادا بتیمان و فرزندان شهدا را از  یاد ببرید.

دستانت را در برابرم مشت میکنی

و میپرسی, گل یا پوچ؟


و من در دلم می گویم فقط دستانت...!!!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

من این " نمی توانم بخوابم" های هر شبه را
به حساب تو بگذارم
یا به حساب این همه دزد چند ملیتی
که روی مه گرفتگی  این پنجره
با خط خوش
یادگاری های ناخوش می نویسند!

همه فکر می کنند

این شعرها برای توست....

حال آن که من هنوز

برای از تو نوشتن مشق می کنم..

پانوشت : تقدیم به همسرم...

...

مثلِ بوی خیس خورده ,

عجیب میکند ...!


پانوشت: تقدیم به همسرم....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

گله از من نکن

اگر شب‌ها سر کشیدم

به خواب‌های خوشت
بهترین مردها نمی‌فهمند

زن عاشق

چقدر کم‌صبر است !


در تمام ضیافت‌های دلم،

جای خالی‌ات

گوشه‌ای چنبرک زده و

این روزهایمان را

به سُخره می‌گیرد

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

چه بی تابانه میخواهمت

ای دوریت ، آزمونِ تلخِ زنده به گوری......

پانوشت : تقدیم به همسرم...

اعتراف میکنم

این همه واژه را

بیهوده هدر می دهم !

باور کن ...!

یک نگاه تو ...

جایگزین تمام این واژه هاست ...

نمی دانم...

نمی دانم دل اناری ات

با خواندن کدام شعر فشرده می شود

دل من که مثل انار آخر پاییز

فقط با صدای "تو بانو " ترک بر میدارد...

پانوشت : تقدیم به همسرم....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

زمستان را باور نکن...
هوا بی تو سردتر از این حرف هاست...

نمی شود دوستت نداشت !

لجم هم که بگیرد...

نهایتش این است که؛

دفترچه خاطراتم،

پر از فحشهای عاشقانه می شود !...

بهانه هم اگر می گیری ...
بهانه ی مرا بگیر !
من تمام خواستن را وجب کرده ام
هیچکس
هیچکس به اندازه من
عاشق تو و بهانه هایت نیست !

بدون چتر به سمت من بیا؛
تا خیس شویم!
اینجا...
باران دلتنگی می بارد!

زندگی را با عشق نوش جان باید کرد ...

زندگی جیره‌ی مختصری‌ست
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است
مثل یک حبّه‌ی قند
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد

"نیما یوشیج"

خوشبختی

رنگین کمان لبخند توست !
که…. با هر ترنم باران
شکل می گیرد!
«فقط خوشحال باش»
من اشک آسمان را در می آورم!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

دلتنگی ها گاه از جنس اشکند ....

و گاه از جنس بغض

گاه سکوت میشوند و خاموش میمانند

گاه هق هق می شوند و می بارند

دلتنگی من برای تو

اما جنس غریبی دارد...

چه کرده ای تو با دلم که از تو پیش دیگران

گلایه هم که میکنم شعر حساب میشود

در این شهر دلتنگ

بازوان تو

میدان تحریر بغض‌های من است !

من مینویسم ازعشق بین زوج های مذهبی....

مینویسم از محبت هایی که اساسش عشق به خداست...

غفلت از من بچه مذهبی هست ...که نگذاشتم دیده شوم....

کسی عشق های آسمانی ما را ندیده....

مینویسم تا بدانند عشق اصلی مال ما بچه مذهبی هاست ..

نه آن عشق های پوچ خیابانی....


پانوشت : تقدیم به همسرم که هر روز که می گذرد من رو به خدا نزدیکتر می کند!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

در من کوچه هاییست که با تو ...

سفر هاییست که با تو ...

روزهاییست که با تو ...

شبهایست که با تو ...

عاشقانه هایست که با تو ...

نگشته ام .

نرفته ام .

سرنکرده ام.

آرام نیافته ام .

نگفته ام .

می بینی چقدر با تو کار دارم ؟؟؟!!!


پانوشت : تقدیم به همسرم...

خلاصه می شود تمام 

آرزوهای من 

همه آنچه خواستم و می خواهم 

در نگاه تو...

دریای بیکران آرزو های من...

از صورتت نقاشی کشیده ام

همانطور که دلم میخواست باشی

حالا چشمهایت فقط مرا میبیند

و لبخند همیشگیت

لحظه های نبودنت را

میپوشاند

فقط مانده ام

هوس بوسیدنت را چه کنم ؟

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

وقتی دستهایت را، نذر مرتب کردن حجابت میکنی...

وقتی چشمهایت را، بر حرام میبندی!

وقتی پاکی وجودت را، از نگاه‌های چرکین می‌پوشانی!

آنگاه؛ پیشکشِ توست! بلندای آسمانها! که حجابت آسمانست و

تو خودت، از جنس ماه...


پانوشت : تقدیم به همسرم....

سنجاق کرده اند
حیارا
عفت را
مهربانی را
عشق را
صفارا
ایمان را
ویک عالم چیزدیگررابه چادرت..
برای همین است...
که این چنین "سنگین وباوقار"راه میروی بانو!

پانوشت : تقدیم به همسرم....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺳﺮﺕ ﻧﺰﻧﺪ!

ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﺘﮑﺎﻧﯽ…

ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺭﺳوﺍ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺷﺪ…!

و ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﯾﺪ!!

ﻟﺤﻈﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎﯾﻢ!!!…
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

من...

جام چشم هایت را...

باعشق...

یک جا سر کشیدم...

و تو چه بی هوا،

تمام هستی ام شدی!


پانوشت: دست هایت که مال من باشد ...! هیچکس..! مرا..! دست کم نخواهد گرفت ..!

امروز شعری برایت گفتم..

می دهم پرنده ها بیاورند

تو هم تکه ای از آسمان برایم بفرست از پنجره ام بیاویزم

شب ها اتاقم ماه ندارد..!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


این شعرها بروند به جهنم

من فقط دیوانه ی آن لحظه ای هستم که

قلبت زیر سرم

دست و پا می زند!

پانوشت : ضربان قلبم،تعداد نفس های [ توست ] . . .

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

احساسم را تسخیرنگاهت کرده ای

واژه واژه شعرهایم‎ شده ای

امروز به افتخار تو

ازتو

ازاحساس عاشقانه باتوبودن مینویسم‎

تاشاید بخوانی و لبخند بزنی

و باز‎بگویی تو هنوز دیوانه ای ‎

ومن عاشق همین دیوانگیهایت شدم ‎..

من قصه تو را تا ابد اینگونه آغاز میکنم :

یکی بود

هنوزم هست

خدایا همیشه باشد...


( نوشتم دوستت دارم،پرانتز را نبستم،بگذار این حقیقت تا ابد جریان یابد....


دروغ نیست اگر بگویم که بی تو ،زنده مانی میکنم ،نه زندگانی!


پانوشت : ممنونم از همسرم به خاطر همه مهربانی هایی که بهم هر روز هدیه می کند...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

زمستان نیست....

دلتنگی توست که میلرزاند چهارستون دلم را…

.

.

.

.

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

می گفت :

تحمل می کنم...

سختی پوشیدنش در روزهای گرم تابستان را...

دست و پا گیری اش را...

خاکی شدنش را...

طعنه شنیدن هایش را...

فقط به عشق شما بانو...

سختی های چادر سر کردن من...

از سیلی خوردن در کوچه های مدینه که سخت تر نیست


پانوشت: از همسرم به خاطر داشتن زیبنده ترین چیز یک "زن "یعنی ...حجاب... سپاسگزارم....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

چقدر قافیه پردازی کنم؟

وقتی عاشقانه‌ترین واژه‌هایِ جهان

برایِ از تو گفتن

ردیف می‌شوند!


به من می گویی قلب داری!؟

و من چگونه به تو بفهمانم

که قلب هیچ‌کس

را نمی‌توانی تویِ قفسه‌ی سینه‌اش پیدا کنی!

مفهومِ گناه با تو عوض می شود

ارتکابی چنین سرخ

عشق را هم دوُر می زند ...

تو گناهی ساده هستی

وَ من معصومانه به تو مرتکبم .

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


زندگی تعداد نفسها نیست!

زندگی تعداد لبخندهای


کسانیست


که
دوستشان داریم

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


من از تو
سبز می شوم
و تو از من !
به هم که گره بخوریم
بختمان باز می شود و
خوشبختی قسمتمان ...
روبه روم
روی صندلی بشین
نگام کن
مدل ترانه هام باش


پانوشت : هر روز که میگذرد حس میکنم "خوشبختی" دو دستی منو بغل کرده!

چندتا قانون درست و حسابی و واقعی درباره‌ی عشق و ازدواج بلدم:
اگر به دیگران احترام نگذاری، مشکل پیدا می‌کنی
اگر توافق و مصالحه بلد نباشی، مشکل پیدا می‌کنی
اگر بلد نباشی، در مورد آنچه  که بین‌تان اتفاق می‌افتد ، آزادانه و راحت حرف بزنی، مشکل پیدا می کنی
و اگر ارزش‌گذاری‌هایتان یکسان و مشترک نباشد، مشکل پیدا می کنید
ارزش‌هایتان باید مشابه باشد و مهم ترین ارزش‌گذاری ایمان به شأن والای ازدواج است …

دعای باران برای چه؟

کافی است

هوایم آبستن نامت شود

آن وقت

تمام شهر

مهمان  دلتنگی  چشمانم می شوند.

چترت را باز کن، خیس میشوی ...


این روزها که می گذرد

ریشه های تو در من عمیق تر می شود!!

آنقدر اشک به پای تمنای تو ریخته ام

که محال است بتوانی

پا بیرون بکشی از خاک خیس من…!!

آن چنان که تو مرا گرفتار می کنی

من نیز تمام تو را

در کام می کشم…!!

مرا از تو

تو را از من

گریزی نیست!!!!!?

برای نوشتن از دلتنگی که

واژه و استعاره لازم نیست ،

" فقط یک دل میخواهد "

که تنگ شده باشد همین ...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

می گویند

سری را که درد نمیکند

دستمال نمی بندند ؛

ولی سر من

درد می کند برای سربندی که

نام مقدس تو

روی آن حک شده باشد ...


به جان ثانیه هایی

که در فراق چشمانت

می گذرد:

دل کوچکم تنگ نگاه توست....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

زیباترین پنجره ی دنیا

قاب چادر توست

وقتی چادرت را کمی روی صورتت می کشی

و از میان حاشیه ی آن تنها قرآن را می بینی و می خوانی...


یا أنیس من لا أنیس له...

دلم دوست دارد دسته گل به آب بدهد

عاشق شود

شیطنت کند

شور بزند

از همان دلشوره های خوب

اما

چه بد دلتنگت شده است!

شاید در ظاهر فاصله بین من و توست

اما هر بار دلتنگت می شوم دستانم را روی قلبم میگذارم


آرام آرام تپیدنت را احساس میکنم؛


چه ساده
تمام زندگیم شده ای

و چه زیبا فاصله ها را عبور کردی و در کنارم هستی


تا همیشه در من جاری باش ...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

و "تو"پیدا شدی

در حجم سبز یک اتفاق

و من

دچار شدم به ابعاد سادۀ خواستن

و این همان هندسۀ عشق است..!!


یک نفر در همین نزدیکی ها چیزی به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است

خیالت راحت باشد آرام چشم هایت را ببند یک نفر برای همه نگرانی هایت بیدار است


یک نفر که از تمام زیبایی های دنیا تنها تو را باور دارد..


پانوشت: تقدیم به "تو"ام...

وقتی می گویم
دوستت دارم
از روی عادت نیست . . .
می خواهم بدانی
تو بهترین اتّفاقی هستی
که برای من افتادی . . .

تمام عمرم را،
فصلِ عاشقانه ی نگاه تو، تکمیل می کند…
وقتی تو نگاه می کنی،
زمستان دیگر یک فصلِ سرد نیست…
نگاهِ تو،
تمام “فصل” ها را “وصل” می کند به گرمای خورشید…

می گویند :

عشق خدا به همه یکسانست

ولی من می گویم :

مرا بیشتر از همه دوست دارد

و گرنه

به همه

یکی مثل تو
می داد ...

شاید

" تو "

از شعرهای من چیزی نفهمی!

اما ،

شعرهای من...

خیلی خوب تو را می فهمند!


پانوشت: هزار سال هم بگذرد نگاهت،غافلگیرم می کند. تو در هر لحظه، هزار اتفاقی ...

می دانم
تو که باشی
یک ریز شعر می گویم
من از چشمهای تو
شعرهایم را کش می روم . . .

امروز دوستت دارم
فردا دوباره بیشتر دوستت دارم
فردای فرداها نیز ...
حتی اگر هیچ وقت
نخواهیم
نخوانیم
نبینیم
من باز ...
تمام روزهای آینده
تو را
همچون گذشته
دوست خواهم داشت ...

عجب هوایی داری!
هوایت که به سرم میزند ،
دیگر در هیچ هوایی نمیتوانم نفس بکشم!!
عحب نفس گیر است هوای دور از تو بودن !!!

ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﺳﻪ
ﻧﻘﻄﻪﻫﺎﯼ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﺟﻤﻠﻪﻫﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﺪ ...
ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ ...

شاید تو

سکوت میان کلامم باشی


دیده نمی شوی اما من تو را احساس می کنم


شاید تو


هیاهوی قلبم
باشی

شنیده نمی شوی


اما من تو را نفس می کشم ...


پانوشت : از "ته دل" این رو نوشتم ...

من هم


مثل دوربینم


با یک نظر


عکست را به دل گرفتم!

در انتظار توام
در چنان هوایی بیا
..که گریز از تو ممکن نباشد
تو
تمام تنهایی‌هایم را
از من گرفته‌ای
خیابان‌ها
بی حضور تو
راه‌های آشکار
جهنم‌اند

این همه باران؟

نمیدانم این همه باران برای چیست؟
شاید بهتر باشد بگویم :
برای کیست؟


از روزیکه نامت ملکه ی ذهنم شد،


احساس می کنم جمجمه ام


با شکوه ترین امپراتوری دنیاست…

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

حلقه بسته در دلم

حسی از عشق که

هیچ نمی خوام رهاش کنم

مثله حلقه ای در دست عروس

که تا عمر داره هرروز صبح

از کنار تخت برمیدارد و دستش میکند

و شب همانجا کنار تخت میگذارد..

شب فکرت را کنار خودم میخوابانم

و صبح با یک بوسه روزم را

با فکرهای عاشقانه آغاز میکنم...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

گون گله‌جک،

منه باخیب دئیه‌جکسن...


"کاش کی، هئچ بوراخماسایدیم..!"


پانوشت : کؤهنه مئساژلاری تکرار اوخودوم سنی همیشه سئوه‌جم یازمیشدین / یالانسا باشینا داش دوشسون

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


دل به جاده ای میزنم که میدانم

انتهایش تو در انتظارم نیستی

اما این سختی را به جان میخرم

تا قلبم را آرام کنم...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

سخت میگذرد این روزها که قرار است

از تو...

برای دلم...

یک آدم معمولی بسازم!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

پارو می زنم

سواربر قایق زمان

با عقربه هایی که شکسته اند

کی می رسم به تو ؟

قطب نمای دلم

مدام می چرخد

مدام میگریزی

و چشمانت

لیزترین ماهیانند . . .

خیلی ها دلمو شکستن؛

ولی تو با همه فرق داری

آخه یه ضرب المثلی هست که میگه:

کار را آن کرد که تمام کرد…

شکستنی رفع بلاست …

اما

باور نمیکند دلم...!

افکار عاشقانه ام را، جمع که می کنم...

دسته گلی می شود، شبیه تو، برای تو...

مهربانی ات را مرزی نیست!

یقین دارم فرشته ای قبل از آفرینشت قلبت را بوسیده...

عاشقانه ها برای توست.

اصلا انگار بودن تو که درمیان باشدهمه واژه ها دست به" یکی" می کنند..

که هرچه زودترجلوی تو و دوست داشتن هایت قد علم کنند..

وای که اگر بیایی ....چقدربودن هایت خوب است..


پانوشت : هنوزم "یکی" هستی برای من؟....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

آشوب...
همان حس غریبیست ,
که وقتی به لبهای " تو " لبخند نباشد،
دارم...

ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ

" ﺑﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ "


ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻦ


ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ


ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﺑﺪﯼ ﺍﺳﺖ


ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺧﻢ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎر!!!


"کوثر"

امام صادق میفرمایند:

من در عجبم کسی در اندوه باشد و به ذکر یونسیه "پنــــــــــاه" نبرد



لآ اِلهَ الآ اَنت
سُبحانَک. .
اِنی کُنتُ منَ الظالِمین . .


پانوشت : هر کاری هم با من کردی  , کردی ....!!  من هنوز هم به "خدا"  ...."پناه" برده و میبرم!


اینکه چقدر از آنروز ها گذشته ،

یا اینکه چقدر هر دویمان عوض شده ایم،

یا اینکه هرکداممان کجای ِ دنیا افتاده ایم…

اصلا مهم نیست.. !

باز باران که ببارد ،

هر وقت که میخواهد باشد ،

دلم هوایت را میکند ...


پانوشت : راستش را بخواهی بدانی دیگر منتظر آمدن "تو" نیستم منتظر رفتن "خودم" هستم

کاش سال "نو" نمیشد
وقتی هنوز در کوچه های دلتنگی ام
"رد پای نبودنت" هوایم را بارانی میکند
کاش سال "نو" نمیشد
وقتی هنوز کفش کهنه "روزمرگی"
پایم را که نه دلم را میزند
کاش حالا حالاها سال "نو"نمیشد.

گاهی "ضمیر "ها هم چه خودخواه میشوند وقتی:

"
من" تنهایی را انتخاب میکنم

"
تو" سکوت را

و "
او" فاصله بین ما 2 را...

...تمام "امن یجیب" های دلم را

گره زده ام به کلمات


و روانه ی آسمان کرده ام


من مطمئنم


....


خدا حکمتی در کار" من و تو " دارد......


پانوشت : در دلم هیچ کس شبیه "تو " نیست .پر میشوم از نقطه چیـ ـ ـ ـ ـن کسی که در آغوش خلوتش ، جای تمام حرف هایم خالیست...


کاش حداقل جوانمردی میکردی،

و "مهربانی ام" را بهانه ی رفتنت نمیکردی!


تا من مجبور نشوم هر روز "سنگ" را نشان دلم بدهمو


بگویم اگر مثل این بودی..."او"نمیرفت!


پانوشت : مخاطب خاص دارد این پست! " تکیه گاه"

درست مثل یک برکه‌

آرام و ساکتم این روزها.

سنگ نینداز و آشوب‌ام نکن.

فقط بگذار،

عکس‌ تو آرام و نرم توی دل‌ام بیفتد. . .

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

خوش به حال من

وقتی‌ که نیستی‌ هم..

خیالم با تو عشق بازی می‌کند

چه اختیار شیرینی‌ ‌ست..

وقتی‌ یک لحظه به آغوشم می‌‌آیی

و من چقدر خوشبختم...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


در سمت توام

دلم باران
، دستم باران

دهانم باران ، چشمم باران


روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم


هر اذانی که می وزد پنجره ها باز می شوند


یاد تو کوران می کند ...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

شاید آرام تر میشدم...
فقط و فقط اگر میفهمیدی...
حرف هایم به همین راحتی که خوانده میشوند،
نوشته نشده اند!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

هر شب ...

به خودم قول میدهم که ...


فراموشت کنم !..


وقتی عکست را می بینم!..


تو را که نه ..


قولم
را فراموش می کنم ............ !!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

محاکمه ی رو در رو،نه وکیلی،نه وثیقه ای،نه تجدید نظری

کلهمءاتیه یوم القیامه فردا


محاکمه
ای بین من و خدا...

سوره مریم آیه 95

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

آدم باید یک " تو " داشته باشه ؛


که هر وقت از همه چی خسته و نا امید بود ،


بهش بگه :


مهم اینه که " تو " هستی !


بی خیال دنیا ... !


پانوشت : چقدر این روز ها "بی تو "ام ....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

آغیر درده سایسیز غمه

داحی یوخدور دوزوم داغلار......

مغرور باخما،بیر چاره قیل 

سئونن دگیل کوزوم داغلار .....

قالخیر گویه آه- زاریم 

فلک پوزدو کردگاریم.....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
شمعی روشن کردم ...

حوالی همین روزها ...


که زودتر بیایی ..!!


میگویند :


دعای دیوانگان هم مستجاب میشود ..!!!!
من هنوز عاشقم ، آنقدر که می توانم

هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد


از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم


و دست آخر


همه را فراموش کنم

آری

من هنوز عاشقم...

عشق مثل پرواز است،


بالا رفتنش جسارت می خواهد ،


بالا ماندنش لیاقت !


پانوشت :دیگر کلاغ پر نمیشود این روزها صداقت پر میشود محبت پر میشود  تو..پر میشوی..

گفته باشم !.!.!

من درد می کشم :


تو اما …. چشم هایت را ببند !


سخت است بدانم می بینی ، و بی خیالی … !


پانوشت : آرزوهایم را مثل بچه ­ای که اشتباه به دنیا آمده باشد سر راه گذاشتم و خودم مثل دیوانه ­ای که از قفس پرید،شدم دیوانه ­ای که به قفس پناه برد!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
همیشه برای "ماندن" دلیل هست... وبرای"رفتن" بهانه.

همیشه برای "خواستن" نیاز هست... وبرای "رد کردن" مصلحت .


همیشه برای "داشتن"فضاهست... وبرای "نداشتن" تقصیر .


به پای ماندن و خواستن و داشتن هستی بسم ا ...

اگر نه, جهان پر است از "بهانه" و "مصلحت" و "تقصیر"

پانوشت : منتظر " یکی "....
من آروزهایم را از کی بخواهم؟؟

از تو؟

نه از تو نباید چیزی خواست !!

می دانم!!

صبر کن !

چسب زخم چی؟

این یکی را که می شود خواست؟؟

هرچند بی فایده است

به گمانم این را هم نداری!!

کاش کسی بود

تمام غصه هایم را یک جا قورت می داد !!

پانوشت : با من حرف نزدن یعنی تیغ زدن به دلم به خاطر این همه "صبر "....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

چه خوش خیال است

فاصله را میگویم..

به خیالش تو را از من دور کرده است...

نمی داند تو جایت امن است

اینجا...

میان دلم...


پانوشت : از چشمهایت هر چه بگویم عجیب نیست , سرزمین من همین لبخند های توست که میانه ی جزر و مد نگاهت گیر میکند .نمیداند بیاید یا برود باشد یا نباشد بخندد یا…!!!!!

دوستی می گفت:
نمی دونی چه لذتی داره. وقت نماز، همسرت به تو اقتدا کنه،
بعد از نماز برگردی و بهش بگی قبول باشه خانمی،
بعدم دستاشو بگیری و با بند بند انگشتاش شروع کنی به ذکر گفتن ...

متاهل ها حتما امتحان کنن !!
مجردها هم ان شاءالله به زودی قسمتشون+مون بشه !

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

تازگی ها باد که می آید

پنجره ها را نمی بندم ...

می گویم شاید تو

در مسیر ملایم باد نشسته باشی ...

سکه ی زندگیم

شیر ندارد اما

همین خطی که مرا

به تو وصل نگه می دارد را

دوست دارم...

آرزویت میکنم هرشب

تجسم بودنت
در رویا هایم آنقدر دلنشین است

خواب را بر بیداری ترجیح میدهم

برای من باش حتی اگر خواب باشد

قصه ما عین هفت سنگ شده!؟

من از هفت‌ سنگ می‌ترسم

می‌ترسم آنقدر سنگ روی سنگ بچینیم

که دیواری ما را از هم بگیرد ،

بیا

لی‌لی بازی کنیم

که در هر رفتنی

دوباره برگردیم...!

نوشته ها بهانه است ..

فقط مینویسم که یادآوری کنم

(بیادتم)

باورش با تو ...


چقدر بی آبرو شده ام

همه شنیده اند از چشمانم

آهنگ تلخ نبودت را ...

راستی:

چشم هایم ضعیف شده

عینک ام را باید عوض کنم

بگذار بگویم :

آخر فهمیدم چه ربطی بهم داریم!

که پشت این همه فاصله تا این حد به من نزدیکی

"تو ادامه ی وجود منی"

دل من با تو آرام می گیرد

این نوشته های گاه و بی گاه

قلب من است برای تشکر از تو

که تمام کج خلقی هایم را تحمل کردی

صبورانه همه ی بهانه گیری هایم را هضم کردی

و آخر هم با همان زنگ صدای همیشگی...

تسکینم دادی

من نمیدانم چه شد یا از کجا پیدا شدی !

ولی خوب شد ادامه وجود من شدی

خوب کردی!

حواسم را ” پرت ” می کنم …

باز هم کنار تو به زمین ” می افتد

" دیگر بهانه ات را نمیگیرم "


خیالت همه جا با من است
و زندگی زیباست
فقط از اینکه دیگران دیوانه صدایم میکنند
کمی آزرده ام!!

چشماتو از من بر ندار

من مات تصویر توام ......


پانوشت: مرد نیستم اما..حرفم یکی است! "تـــــو"...برای کسی که بی حضورش نفس کشیدن محال است وبودن ناممکن{ + }

تو کجایی...؟

در گسترده ی بی مرز این جهان

تو کجایی...؟

من در دوردست ترین جای جهان

ایستاده ام ..

بی تو...

آنقدر نیستی

که گاهی حس می کنم

عشق را نسیه به من داده ای

بی تابم !

نقد می خواهمت . . .

چه جنگی به راه افتاده بین دل و غرور . . .

دل تو را می خواهد . . .

مدام می گوید به دنبالت بیایم . . .

و غرور پاهایم را بسته . . .

تو نترس . . .

جایت امن است . . .

قربانی
این جنگ منم...


همین چند روز پیش ،

فکر می کردم

می توانم عاشق کسی شبیه تو شوم !

ولی از همین چند روز پیش فهمیدم

هیچ کس ، شبیه تو نیست !

غربت یعنی:


از گرمی نفس های کسی که دوستش داری،


دور باشی...


همین...


پانوشت : حتی اگر درمیان مردمان این شهر شلوغ یک نفر تو را بفهمد کافیست!

چه فرقی می کند؟!

از "شمال" به من رسیده باشی یا "جنوب"

چه فرقی می کند؟!

از "مشرق" سمت تو آمده باشم یا "مغرب"

این جا که با همیم

"مرکزِ " دنیاست...

دیگر از هیچ یک نمی نویسم !


دیگر نه از تو می نویسم و نه از نبودنت. . .


هیچ کدام را نمی خواهم ، همین چند سال خاطره برای گریه هایم کافیست

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

باش؛
تا بی اشتها شوم
نباشی اگر
نان می‌خرم و آب می‌خورم
باش؛
تا به هرچه غیر تو
بی اشتها شوم
مثل دو عاشق
که ساعتِ نگاه کردن را
به غذا خوردن
تلف نمی‌کنند.

پا نوشت:
باشد قبول! من باختم , اصلا بازی تمام! خودت را نشان بده , قرار نبود که بگذاری بروی قرار بود فقط قایم شوی!!!


بعضی ها را هرچقدر هم که بخواهی،

“تمام” نمی شوند … !

همش به آغوششان بدهکار میمانی !

حضورشان”گرم” است ؛ سکوتشان خالی میکند دل ِآدم را …

نیاز داری به حضورش در تنهایی هات...

آرامش ِ صدایشان را کم می آوری !

هر دم هر لحظه “کم” می آوریشان …


و اینجا من کم دارمت …


ی ک ی...


خنده‌های تو

کودکی‌ام را به من می‌بخشد

و آغوش تو

آرامشی بهشتی

و دستهای تو

اعتمادی که به انسان دارم

چقدر از نداشتنت می‌ترسم!!!!


استخوان هایم را

به دانشمندان بسپارید …
شاید بفهمند

نه یخبندانی بود

نه بیماری مهلکی !


من از دوری" تو " شکسته ام…

با من راه بیا . . .


با من راه بیا . . .

برای تو 


از بیراهه های زیادی گذشته ام ... 


اصلاً این دل ، 

ساخته شده برای رآه نیامدن .

" صـلاح نبوده است لابُد " . . . را ، 

دیگر حالی اش نمی شود .

نمی دانم این چندمین بار است ،

دست به آسمان برده ام و . . . 


.
ذکر این روزهایم شده :

 وَتَـوَاصَـوْا بـِالصَّبـْرِ . . . 

وَتَوَاصَـوْا بـِالصَّبـْرِ . . . 

وَتَـوَاصَـوْا بـِالـصَّبـْرِ . . . 


من به بی محلی آدمها عادت دارم

آهسته بیا

چیزی هم ننویس 

نظر هم نگذار 

همان که بخوانی بس است 

من به بی محلی آدمها عادت دارم!!

همین که میایی کافیست...!

آخر یک روز

از واژه ها بیرونت می آورم
میگذارمت روبرویم
و به تو می فهمانم
که من
بیش از این شعرها
نیازت دارم....

بی شک به هیچ صراطی مستقیم نیست

دلی که!...

بیتاب نوازش سرانگشتان

تو باشد!...

قرار شد اشکـَنـَک باشد و سر شکستـَنَک 

اما این بازی که تو راه انداختی ... 

سراسر دل شکستنـَک بود و بس!

" این شهر "

همین نبودنت را ،

کم داشت...

که کامل شد ......... !

دیر آمدی...

تمام شده ام دیگر...

بس که بلعیده ام اندوه نبودنت را...

اما!!!!!!

می بخشمت!

با آنکه هزار شب بی خوابی طلب دارم از تو .....

نفس ،

شاید دلیلی باشد

برای زندگی ،

اما بی شک

تو

بهانه ی آنی.....

دلخور که میشَوم

بغض میکنم می آیم پشت صفحه ی مانیتورم

 کامنت مینویسم ُ صورتک میگذارم

 صورتکی که میخندد و پشتش قایم میشوم

که فکر کنی میخندم و بخندی...

اشکهایم میآیند

و من مدام با صورتک مجازی ام میخندم
!!

تنها

همیشه نمی شود

زد به بی خیالی و گفت:


تنها امده ام ٬ تنها می روم...

یک وقت هایی

شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای

کم میاوری ! ...

دل وامانده ات

یک نفر
را می خواهد ..!!

بزرگترین فرمانروایی دنیا را داری ..............


تمام شهرهای قلبم را فتح کرده ای!