magar
مقرموعود
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

Instagram

۵۶۱ مطلب با موضوع «کمی اخلاق :: کمی عاشقی» ثبت شده است

قول میدهی همیشه با من مهربان باشی؟؟

قول قول؟...

هیچ نیازی به التماس کردن به تو نیست...

خودت مهربان بودن را بر خودت واجب کرده ای...

چه معشوق خوبی ... خیال آدم راحت است که نامهربان نمیشود


چقدر زیبا  و عاشقانه حرف میزنی...

روی من شرط ببند

تمام “دل”ها را رد کرده ام

چشم بسته این قمار را می برم

دوست داشتن تو..

دلیل که نه...!!!

دل می خواهد…

بعضی مفاهیم، دارند تبدیل به افسانه می‌شوند
مفاهیمی چون:
عشق
پایمردی
همراهی
رفاقت
ثبات …
اگر کمی، فقط کمی از آن را جایی دیدید
فریز کنید، به فصلش؛
فصل دلتنگی
به کارتان می‌آید …

 ﻣﺎ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﻳﻢ ﺑﻪ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ

ﻭ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﻱ ﻧﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻱ

ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﻏﺮﻭﺭﻣﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ

ﻭ ﻣﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻠﻌﻴﺪﻳﻢ

ﺗﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻴﻢ

ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻫﺴﺘﻴﻢ

بزرگترین ضعف ما انسانها تردید ماست
در اینکه به دیگران
هنگامی که هنوز زنده هستند
بگوییم
چقدر دوستشان داریم ...

همیشه برای عاشق شدن ،

به‌ دنبال باران و بهار و بابونه نباش !

گاهی

در انتهای خارهای یک کاکتوس ،

به غنچه‌ای می‌رسی

که ماه را بر لبانت می‌نشاند

و آن وقت"تو"  می رسی

به ساحل امن...

پانوشت : هر پرهیزکار گذشته ای دارد وهر گناه کار آینده ای ، اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را می کند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا ثابت کند در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگریم!!  عاقلانه فکر کنیم خواهشأ !



بعضی ها هستند که یک جورِ خاص دوست داشتنی اند.

یک جور عجیب دلنشین اند.

دست خودشان هم نیست.

انگار خدا یک جورِ دیگر آفریده شان.

مثلاً ساعتها کنارشان می نشینی وخسته نمی شوی.

اصلاً سیر نمی شوی از شنیدنِ صدایشان.

مثلاً همان ها که وقتِ خداحافظی یهو دلت می گیردو ته دلت می گویی: کاش بیشتر می ماندی!

اسم اش را عشق نمی گذارم.

شاید یک دوست داشتنِ عجیب است که هر کسی ممکن است حس اش کند.

من اسمش را "عزیزِ دلِ کسی بودن" می گذارم!

بعضی ها عزیز دلت* هستند.

همان ها که همیشه دل ات قرص است که تا آخر عمر با همان کیفیت کنارت هستند.

همانها که دلگیرتان نمی کنند.

همان ها که دوست داشتنشان بی قید و شرط است.

در زندگیِ هر کسی بعضی ها وجود دارند که اصلاً نمی توان که دوستشان نداشت.

و...مـن چقدر این بعضی ها رو دوست دارم !

این حوالی..
کسی هست که
بوی عطر عجیبش از بین برگهای کتاب می آید
بوی تازگی می دهد عطرتنش
دستانش گرم است
و نگاهش نجیب
آری این حوالی
هنوز هم فرصت عاشقی هست

ﮔﺎﻫﯽ ﻋﻤﺮ ﺗﻠﻒ می شوﺩ ؛

ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﺣﺴﺎﺱ .…

ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻠﻒ می شود ؛

ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻋﻤﺮ !

ﻭ ﭼﻪ ﻋﺬﺍﺑﯽ می کشد ،

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻋﻤﺮﺵ ﺗﻠﻒ می شود ؛

ﻫﻢ ﺍﺣﺴﺎﺳﺶ.....!

پاییز از مهر شروع نمی شود

پاییز از بی مهری ها شروع میشود......

گاهى براى روزهاى تلخ بى حوصلگى
یک بوسه
بوى خوش یک پیراهن
و یا شنیدن یک دوستت دارم ساده
یک جور خوبى
حال آدم را عوض مى کند
و اینطور آدم مى فهمد
لذت دنیا

داشتن کسى ست
که دوست داشتن را بلد است

به همین سادگى ..


*دوستان عزیزم :


سرمایه های هر دلی حرف هایی است که برای نگفتن دارد!


پانوشت : تقدیم به همسفر زندگی من....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


امروز 18 مرداد هست


و به زبان ساده می نویسم


زاد روز ، یا همان روز "تولدم"


پانوشت : ممنونم از همه دوستان خوبم که با پیامک تبریک گفتند به ویژه از " همسرم " ......

پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار

فیروزه و الماس به آفاق بپاشی
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
اندوه بزرگی ست چه باشی,  چه نباشی....
پانوشت:آمدی و آرامش ام را خراشیدی ! دارم از لای همان خراشها میتراوم...


درست نمی دانم ! ولی .. می گویند:

حوا بود که سیب را تعارف کرد!

و چرا آدم خورد ؟؟

ساده نبود ... عاشق بود ...

نمی دانم ! اما...

حوا برایش با ارزش بود .

باارزش تر از بهشتی که میگویند مفت از دست داد ..



پانوشت : دارم فکر میکنم ؛ طبع شعرم خوب نیست ، گاهی دل نوشته می نویسم  ! به تو که می رسم ! شعر که هیچ ، دل را نیز از دست می دهم !

اورگیم دولدی غمیله گینه پی مانه کمین

یانیرام حسرتینه هر گجه پروانه کمین

گینه سنسیز-گینه یالقیز-گینه تنها گجلر

دوشرم دیلره عشقینده من افسانه کمین

دولانیر می اسرینده هامی دنیا باشیما

دولانیم قوی باشیوا بو گجه پروانه کمین

عمرومو ورم اگر اولسا مجالیم بیر دم

دولاشام تلریوه ای گوزلیم شانه کمین

عاشق شدن چیز ساده ایست ….

آنقدر که همه ی انسانها توان تجربه کردن آن را دارند !

مهم عاشق ماندن است ؛

بی انتها

بی زوال تا ابد ؛

بی منت …!

کاش ....

صدای بعضی ها رو

می شد بوسید..!!

مخصوصا وقتی...

اسمتو صدا می زنن...!!

من می توانم
روزها را
بدون صحبت کردن با تو و
ماهها را
بدون دیدنت طی کنم ،

اما
ثانیه ای نمی گذرد که
درباره ات فکر نکنم .

خیالت مثل چرت صبحگاهیست ..
مدام با خودم میگویم
پنج دقیقه دیگه ...


پانوشت : تقدیم به همسرم...

چه کار به حرف مردم دارم

زندگی من همین است

شب که می شود

روی تختم دراز می کشم

عاشقانه ای می نویسم

خیره می شوم به عکست

و با خودم فکر میکنم

مگر می شود تو را دوست نداشت...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

ماه،

نور خورشید را به خودش میگیرد.

چادر مشکی ِتو،

گرمای خورشید را.

و اینگونه است که چادری ها

با ماه نسبت دارند...

مراقب نور وجودت باش ،ماه بانو!


پانوشت : تقدیم به همسرم...

فراموشت نکرده‌ام؛
فقط
…. لحظه‌ای از همیشه
…….. که نام تو را مشق می‌کردم
نسیمی وزید و…
ورق برگشت

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

یک جرعه از آغوشت
مرا کافی است
تا حریصانه بهشت زمینیم را
وجب کنم؛
اسفند را
در چهارشنبه سوری چشمانت
به آتش میکشم
و به انتظار
تحویل بهترین دعا و آرزو هایم

برای "تو"
چشم براه فروردین میمانم...

پانوشت : تقدیم به همسرم....

میان ماندن و نماندن
فاصله تنها یک حرف ساده بود
از قول من
به باران بی امان بگو :
دل اگر دل باشد ،
آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد

اگر نماینده مجلس بودم
طرح آمدنت را تقدیم میکردم
مطمعن باش تصویب میشد
آخ!
تو مجبور بودی که بیایی . . !


باران حجم کوچکی از صمیمیت توست
بوی خاک باران خورده

درست مثل عطر تو

روی همه ی کلماتم پهن شده است

باران که می بارد

بوی رسیدنت می آید

می دانی

تو در ذهن من

هم تراز بارانی


پانوشت : تقدیم به همسرم...


تمام اکسیژن های دُنیا

را هَم بیاورند به کارم نمیاید

من پـُر از هوای تو ام....


دستمال من که هیچ...!

تمام زندگی من

بی ” تو “

زیر درخت آلبالو گم میشه !!!...
.
.
.

پانوشت : تقدیم به همسرم.



تو که نباشی برای پرواز

به جذابیت های زمین دل می بندم.

 

پانوشت: با من باش که عمق فکرم رنگ فلسفه زمین نگیرد

میخواهم برای یک بار

ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ بگیرم....

ولی ﻃﺎﻗﺖ ﺍﺳﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﺪﺍﺭﻡ !


پانوشت:" دنیا " فهمید که خیلی حقیر است . . . وقتی گفتم : یک موی " تو" را به دنیا نمیدم !!!!

اگر کارگردان بودم

صدای نفس هایت

موسیقی

متن تمام فیلم هایم بود...

همه به آزادگیش غبطه می خورند 

 اما او 

 دلش کمی دلبستگی و 

 پای بندی می‌خواهد …

پانوشت: این راز همه قاصدک هاست....


تجربه به ما می آموزد

که عشق آن نیست

که به هم خیره شویم؛

عشق آن است

که هردو به یکسو بنگریم


همان قدرکه باید زن رافهمید...!!
مردراهم باید درک کرد...
همان قدر که زن ( بودن ) می خواهد...!!
مردهم ( اطمینان ) می خواهد...
همان قدرکه باید قربان صدقه روی ماه پی آرایش زن رفت..!!
باید فدای ( خستگیهای ) مردهم شد...
همان قدر که بایدبی حوصلگی های زن را طاقت آورد...
( کلافگی های مرد ) راهم باید فهمید..
خلاصه مردوزن ندارد...
به نقطه ی ( ما شدن ) که رسیدی !!
( بهترین ) باش برایش...
بگذارحس کندهیچ کس به اندازه ی تودرکش نمی کند.... 

توکه نیستی !

به عکسهایت مینگرم..

این همان
نفس مصنوعی است...


پانوشت:

+شعر راهیست ،برای لمس تو ،میان واژه های بالغ احساس...

+حس خوبی در دلم هست ...جملاتی هم که مینویسم به همین دلیل است...



چشمان ابری مرا به دل نگیر

باران نمی‌شوم،

من این بغض نشکستنی را

تا ابد،

نذر بودن تو کرده ام ….


پانوشت:

"کاملا با ربط"

شهید تجلایی:  در هر حال پرهیزگار باشید و خدا را ناظر براعمال خود بدانید یاور ستمدیدگان و مستمندان جامعه و یاور تمام مستضعفان باشید مبادا بتیمان و فرزندان شهدا را از  یاد ببرید.

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

تواناترین مترجم

کسی است که

سکوت دیگران را ترجمه کند

 شاید

سکوتی تلخ،

گویای دوست داشتنی

شیرین باشد  

دستانت را در برابرم مشت میکنی

و میپرسی, گل یا پوچ؟


و من در دلم می گویم فقط دستانت...!!!

خدایا
این بندِ دلِ آدم کجاست؟؟
که گاهی با یک
اسم ...
نگاه ...
با حضورِ یک نفر...
و یا با یک لبخند ...
... “پاره می شود” 

و تا یک عُمر به بندِ دلِ "او" گره نخورد،
آرام نمی گیرد!

خدایا ...
تو را به وعده "وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً" قسم میدیم... 
"بند دل همه جوونها رو زودتر به بند دل کسی که قسمتشون کردی گره بزن و کمکشون کن رفتارشون در زندگی مشترک طوری باشه که بتونن یه عُمر خوشبختی رو تجربه کنن ..."
الهی آمین 

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

من این " نمی توانم بخوابم" های هر شبه را
به حساب تو بگذارم
یا به حساب این همه دزد چند ملیتی
که روی مه گرفتگی  این پنجره
با خط خوش
یادگاری های ناخوش می نویسند!

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از "دوزخ" بترسی
و نه از "بهشت" به رقص درآیی 
فقط عشق خودش را بخواهی ...
قصه ی عشق ، انسان بودن ماست 
و انسان بودن یعنی آزاد بودن از قید بندگی همه و فقط عبد خدا بودن ...
انسان بودن یعنی به خلق خدا عشق ورزیدن ...
اگر خوبی کردی و کسی احساست را نفهمید مهم نیست
سرت را بالا بگیر و لبخند بزن
فهمیدن احساس
کار هر آدمی نیست!‌
تو برای خدا مردمان را دوست بدار و به آنها خدمت کن،
او خودش از تو برای کارهای خوبت از تو پیشاپیش تشکر کرده است ...

تو یوسف نیستی
ولی در من یعقوب غمگینی است
که هر شب بوی پیراهن تو
پیغمبرش می کند

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

دور تا دورم خط قرمز کشیده ام

وقتی تو در کنارم نباشی

در نزدیکی من

هر ک میخواهد باشد

توقف ممنوع ... !!!!

همه فکر می کنند

این شعرها برای توست....

حال آن که من هنوز

برای از تو نوشتن مشق می کنم..

پانوشت : تقدیم به همسرم...

میدانم اگر خار به پایم برود هم نمیتوانی ناراحتی امتت را ببینی .

پس تمام میکنم غصه هایم را

تا

دلت بیشتر از این به خاطر حال و روز من نگیرد رسول خدا.

مگر معنی این آیه همین نیست: عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم.

تولدت مبارک
نبی من.

دستانم را بگیر

تا

پریدن آغاز کنم یا نبی.

...

مثلِ بوی خیس خورده ,

عجیب میکند ...!


پانوشت: تقدیم به همسرم....

سن پری سن گوزلیم منده کی بیر ساده جوان
قانادیم یوخدی اوچام سنله جانیم بوردا دایان
سن کی وارسان منه بیر دونیا حریف اولمیاجاق
جانیمی ایسته وریم جان سنه قورباندی اینان
.

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

گله از من نکن

اگر شب‌ها سر کشیدم

به خواب‌های خوشت
بهترین مردها نمی‌فهمند

زن عاشق

چقدر کم‌صبر است !


در تمام ضیافت‌های دلم،

جای خالی‌ات

گوشه‌ای چنبرک زده و

این روزهایمان را

به سُخره می‌گیرد

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

خوشبختی یعنی

اینکه خداوند آنقدر عزیزت کند

که ساحل امن و

مایه آرامش دیگری شوی....


چه بی تابانه میخواهمت

ای دوریت ، آزمونِ تلخِ زنده به گوری......

پانوشت : تقدیم به همسرم...

تو را سفید می نویسم که ازدحام تمام رنگ هاست

و عاشقانه می خوانم

عشقی که حاصل جمع تمام عاطفه هاست !

اعتراف میکنم

این همه واژه را

بیهوده هدر می دهم !

باور کن ...!

یک نگاه تو ...

جایگزین تمام این واژه هاست ...

درزندگی یک " مرد " ،
مُخدری ست به نام " زن " .
زنی که دوستش دارد .
نبودش ،
قهرش ،
دوری اش ،
خماری می آورد و آب می کند ابهت مردانه اش را !!

نمی دانم...

نمی دانم دل اناری ات

با خواندن کدام شعر فشرده می شود

دل من که مثل انار آخر پاییز

فقط با صدای "تو بانو " ترک بر میدارد...

پانوشت : تقدیم به همسرم....

نمیدانم آخر این دلتنگی ها
به کجا خواهد رسید
دنیا پر شده
از قاصدک هایی که راهشان را
گم میکنند
نه میتوانی خبر دهی
نه میتوانی خبری بگیری...


پانوشت:سراغت را از “قاصدک” که می گیرم تابی خورده و در دل ابرها” گم می شود غصه ام می گیرد می دانم! شرم دارد از اینکه، خبر دهد، تو” کنارم نیستی”....

قارا آت نالی نئیلر؟

قارا قاش خالی نئیلر؟

وفالی یاری اولان

دولتی - مالی نئیلر؟

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

دلگیر نباش 
تقصیر از خودت بود !
دسته کلید علاقه که گم شد 
باید عوض میکردی قفل تمام آرزو ها را . . .

گاهی می خواهم بی بهانه بگویم که دوستت دارم

اما تو آنقدر خوبی که این صدا زدن های گاه و بی گاه، هیچ گاه بی بهانه نیست!

الهی و ربی! من لی غیرک...

دل نوشت: و چقدر نزدیک است "خدای دوم شخص مخاطب" ...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

زمستان را باور نکن...
هوا بی تو سردتر از این حرف هاست...

نمی شود دوستت نداشت !

لجم هم که بگیرد...

نهایتش این است که؛

دفترچه خاطراتم،

پر از فحشهای عاشقانه می شود !...

بهانه هم اگر می گیری ...
بهانه ی مرا بگیر !
من تمام خواستن را وجب کرده ام
هیچکس
هیچکس به اندازه من
عاشق تو و بهانه هایت نیست !

خوب یادم هست ...
زمانی که تو را بدست آوردم لبخند زدم ...
به پشت سر خیره شدم چیزی نبود !!!
تمام دنیایم را برای تو از دست داده بودم!
2 باره لبخند زدم چون می ارزید!
اگر تو نبودی همین لبخند راهم نداشتم...

بدون چتر به سمت من بیا؛
تا خیس شویم!
اینجا...
باران دلتنگی می بارد!

زن ...

با چشمانش حرف میزند ؛
دوست داشتنش را با نگاهش میگوید ،
دلتنگی در چشمانش اشک میشود !
وقت شادی ؛
چشمانش برق میزند ...
وقت عشق بازی
چشمانش خُمار میشود ،
تمام دنیا را میشود در چشم زن خلاصه کرد !

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

گاهی می آید
زمزمه ی یک نسیم
آری...
اینبار خبری از قاصدک نیست
کجاست؟؟؟
شاید تنها می خواهد...
موهایت را به رسم دستانم
اندکی نوازش دهد!!!

نمی دانم چشمانت با من چه میکند!!!

فقط وقتی که نگاهم میکنی چنان دلم از شیطنت نگاهت می لرزد
که حس می کنم چقدر زیباست
فدا شدن ...
برای چشمهای که تمام دنیای من است...

زندگی را با عشق نوش جان باید کرد ...

زندگی جیره‌ی مختصری‌ست
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است
مثل یک حبّه‌ی قند
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد

"نیما یوشیج"

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

بگو شب از کجای قصه شروع می شود

که عبور ستاره ای بر مدار ابدیت,

بهانه های کوچک خوشبختی را

به ذهن خسته من هدیه می دهند...؟!

مستی غریبانه ای بوده است شاید,

که سرگردان در فاصله کوتاه لب هامان,

سرود آزادی خوانده است شبی.

بگو به آسمان بگو...

بوسه ها پرواز نخواهند کرد!!

دلتنگی ها گاه از جنس اشکند ....

و گاه از جنس بغض

گاه سکوت میشوند و خاموش میمانند

گاه هق هق می شوند و می بارند

دلتنگی من برای تو

اما جنس غریبی دارد...

چه کرده ای تو با دلم که از تو پیش دیگران

گلایه هم که میکنم شعر حساب میشود

در این شهر دلتنگ

بازوان تو

میدان تحریر بغض‌های من است !

بیقراری هایم

پاییز می خواهد و چشم های عاشقت را

نگاهت را از من نگیر

این پاییز را عاشقم باش ....

من مینویسم ازعشق بین زوج های مذهبی....

مینویسم از محبت هایی که اساسش عشق به خداست...

غفلت از من بچه مذهبی هست ...که نگذاشتم دیده شوم....

کسی عشق های آسمانی ما را ندیده....

مینویسم تا بدانند عشق اصلی مال ما بچه مذهبی هاست ..

نه آن عشق های پوچ خیابانی....


پانوشت : تقدیم به همسرم که هر روز که می گذرد من رو به خدا نزدیکتر می کند!



تنها تو که باشی کنار من

دلم

قرص است.

اصلا تمام قرص ها جز

تو

ضرر دارند.

در من کوچه هاییست که با تو ...

سفر هاییست که با تو ...

روزهاییست که با تو ...

شبهایست که با تو ...

عاشقانه هایست که با تو ...

نگشته ام .

نرفته ام .

سرنکرده ام.

آرام نیافته ام .

نگفته ام .

می بینی چقدر با تو کار دارم ؟؟؟!!!


پانوشت : تقدیم به همسرم...

بدون چتر به سمت من بیا؛

تا خیس شویم!

اینجا...

باران دلتنگی می بارد!

تعهد به سند ازدواج نیست

تعهد به حلقه ی دست چپ نیست

تعهّد...

یه حسّیه تو قلب آدما....


گاهی حرف کم می آورد

در انتقال حس

و باید "لمس" کرد

تو را...


از صورتت نقاشی کشیده ام

همانطور که دلم میخواست باشی

حالا چشمهایت فقط مرا میبیند

و لبخند همیشگیت

لحظه های نبودنت را

میپوشاند

فقط مانده ام

هوس بوسیدنت را چه کنم ؟

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

وقتی دستهایت را، نذر مرتب کردن حجابت میکنی...

وقتی چشمهایت را، بر حرام میبندی!

وقتی پاکی وجودت را، از نگاه‌های چرکین می‌پوشانی!

آنگاه؛ پیشکشِ توست! بلندای آسمانها! که حجابت آسمانست و

تو خودت، از جنس ماه...


پانوشت : تقدیم به همسرم....

سنجاق کرده اند
حیارا
عفت را
مهربانی را
عشق را
صفارا
ایمان را
ویک عالم چیزدیگررابه چادرت..
برای همین است...
که این چنین "سنگین وباوقار"راه میروی بانو!

پانوشت : تقدیم به همسرم....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

حرفهای زیادی بلد نیستم

من تنها چشمان تو را دیدم

وگوشه ای از لبخندت

که حرفهایم را دزدید

از عشق چیزی نمی دانم

اما دوستت دارم

کودکانه تر از آنچه فکر کنی

می خواهم امروز از تو بنویسم

حتی اگر کودکانه باشد. . .

دلتنگ شدن برای کسی ...

این نیست که از آخرین باری که او را دیده اید

یا با او صحبت کرده اید چقدر گذشته است !!!

بلکه دلتنگی آن لحظه ایست

که در حال انجام کاری هستید ،

و آرزو می کنید که ...

کاش او نیز اکنون کنار شما بود !

و این لحظه خاص یعنی:

دلتنگی...


ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺳﺮﺕ ﻧﺰﻧﺪ!

ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﺘﮑﺎﻧﯽ…

ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺭﺳوﺍ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺷﺪ…!

و ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﯾﺪ!!

ﻟﺤﻈﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎﯾﻢ!!!…
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

من...

جام چشم هایت را...

باعشق...

یک جا سر کشیدم...

و تو چه بی هوا،

تمام هستی ام شدی!


پانوشت: دست هایت که مال من باشد ...! هیچکس..! مرا..! دست کم نخواهد گرفت ..!

امروز شعری برایت گفتم..

می دهم پرنده ها بیاورند

تو هم تکه ای از آسمان برایم بفرست از پنجره ام بیاویزم

شب ها اتاقم ماه ندارد..!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


این شعرها بروند به جهنم

من فقط دیوانه ی آن لحظه ای هستم که

قلبت زیر سرم

دست و پا می زند!

پانوشت : ضربان قلبم،تعداد نفس های [ توست ] . . .

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

احساسم را تسخیرنگاهت کرده ای

واژه واژه شعرهایم‎ شده ای

امروز به افتخار تو

ازتو

ازاحساس عاشقانه باتوبودن مینویسم‎

تاشاید بخوانی و لبخند بزنی

و باز‎بگویی تو هنوز دیوانه ای ‎

ومن عاشق همین دیوانگیهایت شدم ‎..

من قصه تو را تا ابد اینگونه آغاز میکنم :

یکی بود

هنوزم هست

خدایا همیشه باشد...


( نوشتم دوستت دارم،پرانتز را نبستم،بگذار این حقیقت تا ابد جریان یابد....


دروغ نیست اگر بگویم که بی تو ،زنده مانی میکنم ،نه زندگانی!


پانوشت : ممنونم از همسرم به خاطر همه مهربانی هایی که بهم هر روز هدیه می کند...

چه پر جرات میشود در برابرت،

کسی که میفهمد:

از ته دل دوستش داری..!

این را از چشمات فهمیدم!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

زمستان نیست....

دلتنگی توست که میلرزاند چهارستون دلم را…

.

.

.

.

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

می گفت :

تحمل می کنم...

سختی پوشیدنش در روزهای گرم تابستان را...

دست و پا گیری اش را...

خاکی شدنش را...

طعنه شنیدن هایش را...

فقط به عشق شما بانو...

سختی های چادر سر کردن من...

از سیلی خوردن در کوچه های مدینه که سخت تر نیست


پانوشت: از همسرم به خاطر داشتن زیبنده ترین چیز یک "زن "یعنی ...حجاب... سپاسگزارم....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
مرا به حرف بیاور

 به عشق برگردان

 من از مکالمه با خاطرات می ترسم ....

 شک ندارم

 ماه را

 دلتنگی من کامل کرده .......

گاهی "دوست داشتن" پنهان بماند قشنگ تر است !


دوست داشتن را باید کشف کرد ؛


درک کرد و از آن لذت برد !.......


پانوشت : بدون سیب , کاشف جاذبه می شدم،تنها اگر :من و تو و نگاهت،قبل از نیوتن بودیم

چقدر قافیه پردازی کنم؟

وقتی عاشقانه‌ترین واژه‌هایِ جهان

برایِ از تو گفتن

ردیف می‌شوند!


به من می گویی قلب داری!؟

و من چگونه به تو بفهمانم

که قلب هیچ‌کس

را نمی‌توانی تویِ قفسه‌ی سینه‌اش پیدا کنی!

مفهومِ گناه با تو عوض می شود

ارتکابی چنین سرخ

عشق را هم دوُر می زند ...

تو گناهی ساده هستی

وَ من معصومانه به تو مرتکبم .

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


حس عجیبی دارم
هوس رفتن
در بند بند وجودم موج میزن
رفتن , رفتن از دیار
لاشه من, من را
ببخش
خسته جانم
روانم می خواهد فریاد آزادی سر دهد
زین پس بی روان , آسوده بخواب


زندگی تعداد نفسها نیست!

زندگی تعداد لبخندهای


کسانیست


که
دوستشان داریم

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


من از تو
سبز می شوم
و تو از من !
به هم که گره بخوریم
بختمان باز می شود و
خوشبختی قسمتمان ...
روبه روم
روی صندلی بشین
نگام کن
مدل ترانه هام باش


پانوشت : هر روز که میگذرد حس میکنم "خوشبختی" دو دستی منو بغل کرده!

سر به هوا نیستم

اما همیشه چشم به آسمان دارم

حال عجیبی است دیدن همان آسمان که شاید


تو دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای...

چندتا قانون درست و حسابی و واقعی درباره‌ی عشق و ازدواج بلدم:
اگر به دیگران احترام نگذاری، مشکل پیدا می‌کنی
اگر توافق و مصالحه بلد نباشی، مشکل پیدا می‌کنی
اگر بلد نباشی، در مورد آنچه  که بین‌تان اتفاق می‌افتد ، آزادانه و راحت حرف بزنی، مشکل پیدا می کنی
و اگر ارزش‌گذاری‌هایتان یکسان و مشترک نباشد، مشکل پیدا می کنید
ارزش‌هایتان باید مشابه باشد و مهم ترین ارزش‌گذاری ایمان به شأن والای ازدواج است …

آن لحظه‌ای که نگرانش می‌شوی
همان لحظه‌ای که ترس از دست دادن سراغت می‌آید
یعنی دیگر دست و پا نزن، عاشق شده‌ای
امیدی به نجاتت نیست …

 

فاصله

تسلیم  دافعه نمی شود

به ارتفاع هر ثانیه

آتش  جاذبه ات

تشنه ی عاطفه ام می کند.

ملالی نیست

به پای  تو سوختن

خاطره ای می شود...

دعای باران برای چه؟

کافی است

هوایم آبستن نامت شود

آن وقت

تمام شهر

مهمان  دلتنگی  چشمانم می شوند.

چترت را باز کن، خیس میشوی ...


این روزها که می گذرد

ریشه های تو در من عمیق تر می شود!!

آنقدر اشک به پای تمنای تو ریخته ام

که محال است بتوانی

پا بیرون بکشی از خاک خیس من…!!

آن چنان که تو مرا گرفتار می کنی

من نیز تمام تو را

در کام می کشم…!!

مرا از تو

تو را از من

گریزی نیست!!!!!?

برای نوشتن از دلتنگی که

واژه و استعاره لازم نیست ،

" فقط یک دل میخواهد "

که تنگ شده باشد همین ...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

می گویند

سری را که درد نمیکند

دستمال نمی بندند ؛

ولی سر من

درد می کند برای سربندی که

نام مقدس تو

روی آن حک شده باشد ...


به جان ثانیه هایی

که در فراق چشمانت

می گذرد:

دل کوچکم تنگ نگاه توست....

دوام نمی آورم گرمی تابستان امسال را . . .

باید کوچ کنم به ییلاق آغوشت !

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره!

چون لبخند و به هر کسی میتونی هدیه کنی،

اما...

اشک و فقط برای کسی می ریزی

که نمیخوای از دستش بدی...


زیباترین پنجره ی دنیا

قاب چادر توست

وقتی چادرت را کمی روی صورتت می کشی

و از میان حاشیه ی آن تنها قرآن را می بینی و می خوانی...


یا أنیس من لا أنیس له...

شاید در ظاهر فاصله بین من و توست

اما هر بار دلتنگت می شوم دستانم را روی قلبم میگذارم


آرام آرام تپیدنت را احساس میکنم؛


چه ساده
تمام زندگیم شده ای

و چه زیبا فاصله ها را عبور کردی و در کنارم هستی


تا همیشه در من جاری باش ...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

و "تو"پیدا شدی

در حجم سبز یک اتفاق

و من

دچار شدم به ابعاد سادۀ خواستن

و این همان هندسۀ عشق است..!!

وقتی می گویم
دوستت دارم
از روی عادت نیست . . .
می خواهم بدانی
تو بهترین اتّفاقی هستی
که برای من افتادی . . .

قشنگترین اتفاق ذهنم

حادثه ی حضور تو بود ،

چقدر تنهایم وقتی گاهی کم میشوی...

تمام عمرم را،
فصلِ عاشقانه ی نگاه تو، تکمیل می کند…
وقتی تو نگاه می کنی،
زمستان دیگر یک فصلِ سرد نیست…
نگاهِ تو،
تمام “فصل” ها را “وصل” می کند به گرمای خورشید…

دوستی تملک تو بر کسی یا چیزی نیست .

دوستی مثل بوییدن یک سیب است ، بدون آنکه به آن گازی بزنی ...

و عشق گاز زدن سیب است ، یعنی که بخواهی آن را مال خود کنی

می گویند :

عشق خدا به همه یکسانست

ولی من می گویم :

مرا بیشتر از همه دوست دارد

و گرنه

به همه

یکی مثل تو
می داد ...

شاید

" تو "

از شعرهای من چیزی نفهمی!

اما ،

شعرهای من...

خیلی خوب تو را می فهمند!


پانوشت: هزار سال هم بگذرد نگاهت،غافلگیرم می کند. تو در هر لحظه، هزار اتفاقی ...

می دانم
تو که باشی
یک ریز شعر می گویم
من از چشمهای تو
شعرهایم را کش می روم . . .

امروز دوستت دارم
فردا دوباره بیشتر دوستت دارم
فردای فرداها نیز ...
حتی اگر هیچ وقت
نخواهیم
نخوانیم
نبینیم
من باز ...
تمام روزهای آینده
تو را
همچون گذشته
دوست خواهم داشت ...

عجب هوایی داری!
هوایت که به سرم میزند ،
دیگر در هیچ هوایی نمیتوانم نفس بکشم!!
عحب نفس گیر است هوای دور از تو بودن !!!

ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﺳﻪ
ﻧﻘﻄﻪﻫﺎﯼ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﺟﻤﻠﻪﻫﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﺪ ...
ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ ...

شاید تو

سکوت میان کلامم باشی


دیده نمی شوی اما من تو را احساس می کنم


شاید تو


هیاهوی قلبم
باشی

شنیده نمی شوی


اما من تو را نفس می کشم ...


پانوشت : از "ته دل" این رو نوشتم ...

من هم


مثل دوربینم


با یک نظر


عکست را به دل گرفتم!

تمام خوبی حس مالکیت اینه که :

از کسی که دوسش داری بپرسی


تو مال کی هستی؟!


و اون بدون معطلی بگه:


فقط مال تو…

در انتظار توام
در چنان هوایی بیا
..که گریز از تو ممکن نباشد
تو
تمام تنهایی‌هایم را
از من گرفته‌ای
خیابان‌ها
بی حضور تو
راه‌های آشکار
جهنم‌اند

اگر

فقط،”تو” را داشته باشم…

خدا هی بپرسد:

خوب، دیگر چه؟

من بگویم:

هیچ! همین کافیست…!!!

تعهد داشتن قشنگه!!

حتی تعلق داشتن!

اینکه بدونی مال کسی هستی

سهم کسی هستی

و اونم مال توه

مهم نیست :

این تعهد امضا بشه تو یه کاغذ پاره!

اصلش جای دیگه سند خورده!

توی دلامون...

اثبات دوست داشتن فقط حرف های عاشقانه نمی خواهد !


یک دل ساده می خواهد و یک دنیا مهربانی !


وقتی ثانیه های عمرت را خرج نگاه مهربانش کردی، خرج خنداندن و شاد کردن دلش......

این همه باران؟

نمیدانم این همه باران برای چیست؟
شاید بهتر باشد بگویم :
برای کیست؟

بازگشته ام

با کوله باری از شعر های ناگفته...


تنها اینجا


مکان امن عاشقانه های من است ...

و علف ها در سبز شدن معنی پیدا می کنند
کوه ها با قله ها
و دریاها با موجها زندگی پیدا می کنند
وانسان ها
همه ی انسان ها
با عشق، فقط با عشق
پس بار خدایا بر من رحم کن
بر من که می دانم ناتوانم رحم کن
باشد که خانه ای نداشته باشم
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم
اما نباشد، هرگز نباشد
که در قلبم عشق نباشد، هرگز نباشد

همه برایم دست تکان دادند

اما کم بودند دستانی که تکانم دادند

دوست و دست بسیار است !

ولی

دستِ دوست

اندک !!


اصلا بگو تمام واژه ها را به کار بگیرند

اگر توانستند یک سطر بنویسند


از عاشقانه های من و دلم


در این هوای غم آلود...!!!

پانوشت : تورا دلیل بودنم میدانم که وجودم را در هوای تو فرش کرده ام !تا دلیل من باشی ..ماهی آب را دلیل شادی و زنده بودنش میداند و من تنها اقیانوس چشمانت را !

مردان واقعی وفادارند،

اونا وقت ندارن دنبال زنان دیگه بگردن،

چون مشغول پیدا کردن راه های جدیدی برای دوست داشتن

شریک زندگی خودشون هستند . . .


از روزیکه نامت ملکه ی ذهنم شد،


احساس می کنم جمجمه ام


با شکوه ترین امپراتوری دنیاست…

میخواهم راحت باشم ...

بی جسارت و بی خجالت ...


در جواب چه خبرها ؟


چشمانم را ببندم و بگویم :


عاشقی ...

ببینمت…
گونه هایت خیس است…
بازبااین رفیق نابابت
نامش چی بود؟
هان!
باران…
بازبا“باران”قدم زدی؟
هزاربارگفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها…
همدم خوبی نیست برای دردها…
فقط دلتنگی هایت راخیس وخیس وخیس ترمیکند…

ادعای بی تفاوتی سخت است !
آن هم
نسبت به کسی که
زیباترین حس دنیا را
با او تجربه کردی ...

خرداد

رعد وُ برق


باران


تگرگ


اصلن یادت می افتد..


اشتباهی انتظار را


روی در خانه ام محکم بکوبی


در دلم طوفانِ دلتنگی وحشتناک به پاست . . .

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

حلقه بسته در دلم

حسی از عشق که

هیچ نمی خوام رهاش کنم

مثله حلقه ای در دست عروس

که تا عمر داره هرروز صبح

از کنار تخت برمیدارد و دستش میکند

و شب همانجا کنار تخت میگذارد..

شب فکرت را کنار خودم میخوابانم

و صبح با یک بوسه روزم را

با فکرهای عاشقانه آغاز میکنم...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

گون گله‌جک،

منه باخیب دئیه‌جکسن...


"کاش کی، هئچ بوراخماسایدیم..!"


پانوشت : کؤهنه مئساژلاری تکرار اوخودوم سنی همیشه سئوه‌جم یازمیشدین / یالانسا باشینا داش دوشسون

گاهی وقت ها

دلت می خواهد با یکی مهربان باشی

دوستش بداری وَ برایش چای بریزی

گاهی وقت ها

دلت می خواهد یکی را صدا کنی

بگویی سلام، می آیی قدم بزنیم؟

گاهی وقت ها

دلت می خواهد یکی را ببینی

گاهی وقت ها...

آدم چه چیزهایِ ساده ای را

ندارد...!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


دل به جاده ای میزنم که میدانم

انتهایش تو در انتظارم نیستی

اما این سختی را به جان میخرم

تا قلبم را آرام کنم...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

پارو می زنم

سواربر قایق زمان

با عقربه هایی که شکسته اند

کی می رسم به تو ؟

قطب نمای دلم

مدام می چرخد

مدام میگریزی

و چشمانت

لیزترین ماهیانند . . .

فروغی چه زیبا میگفت : اگر یاد کسی هستیم این هنر اوست ، نه هنر ما ...!

چقدر زیباست کسی را دوست بداریم

نه برای نیاز ...

نه از روی اجبار ...

و نه از روی تنهایی ...

فقط برای اینکه ارزشش را دارد

نیامدن
هزار بهانه می‌خواست
و
آمدن
یکی،

دلتنگت بودم...!

خیلی ها دلمو شکستن؛

ولی تو با همه فرق داری

آخه یه ضرب المثلی هست که میگه:

کار را آن کرد که تمام کرد…

شکستنی رفع بلاست …

اما

باور نمیکند دلم...!

افکار عاشقانه ام را، جمع که می کنم...

دسته گلی می شود، شبیه تو، برای تو...

مهربانی ات را مرزی نیست!

یقین دارم فرشته ای قبل از آفرینشت قلبت را بوسیده...

عاشقانه ها برای توست.

اصلا انگار بودن تو که درمیان باشدهمه واژه ها دست به" یکی" می کنند..

که هرچه زودترجلوی تو و دوست داشتن هایت قد علم کنند..

وای که اگر بیایی ....چقدربودن هایت خوب است..


پانوشت : هنوزم "یکی" هستی برای من؟....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ

" ﺑﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ "


ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻦ


ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ


ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﺑﺪﯼ ﺍﺳﺖ


ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺧﻢ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎر!!!


"کوثر"

عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست ، معرفت است

عشق از آن رو هست که نیست


پیدا نیست و حس می شود !!!


پانوشت : کجا به دنبال خدا می گردی؟ خدا در قلب انسانهای بی کینه است قلبهای زلال و شفاف !!!


اثر انگشت ما

از قلب هایی که لمسشان کردیم

هیچ وقت پاک نمی شود !!!

امام صادق میفرمایند:

من در عجبم کسی در اندوه باشد و به ذکر یونسیه "پنــــــــــاه" نبرد



لآ اِلهَ الآ اَنت
سُبحانَک. .
اِنی کُنتُ منَ الظالِمین . .


پانوشت : هر کاری هم با من کردی  , کردی ....!!  من هنوز هم به "خدا"  ...."پناه" برده و میبرم!


اینکه چقدر از آنروز ها گذشته ،

یا اینکه چقدر هر دویمان عوض شده ایم،

یا اینکه هرکداممان کجای ِ دنیا افتاده ایم…

اصلا مهم نیست.. !

باز باران که ببارد ،

هر وقت که میخواهد باشد ،

دلم هوایت را میکند ...


پانوشت : راستش را بخواهی بدانی دیگر منتظر آمدن "تو" نیستم منتظر رفتن "خودم" هستم

به یک "خانه تکانی" بزرگ نیاز دارم

"یادت"

خیلی وقت است که گوشه قلبم خاک میخورد.

گاهی "ضمیر "ها هم چه خودخواه میشوند وقتی:

"
من" تنهایی را انتخاب میکنم

"
تو" سکوت را

و "
او" فاصله بین ما 2 را...

"هزار و یک شب" است


قصه بغض های شبانه من


و


کلاغی که دیگر "نرسیدن" را از حفظ شده است

«آسمانم آرزوست»

...تمام "امن یجیب" های دلم را

گره زده ام به کلمات


و روانه ی آسمان کرده ام


من مطمئنم


....


خدا حکمتی در کار" من و تو " دارد......


پانوشت : در دلم هیچ کس شبیه "تو " نیست .پر میشوم از نقطه چیـ ـ ـ ـ ـن کسی که در آغوش خلوتش ، جای تمام حرف هایم خالیست...