magar
مقرموعود
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

Instagram

پسر  کوچولوی خواهرم از من بیسکویت خواست.
گفتم: امروز مى خرم.
وقتى به خانه برگشتم فراموش کرده بودم.
 دوید جلو و پرسید:دایی بیسکویت کو؟
گفتم: یادم رفت.
شروع کرد و گفت: دایی بَده، دایی بَده.
 بغلش کردم و گفتم: دایی جان! دوستت دارم.
گفت: بیسکویت کو؟

فهمیدم دوستى بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد.
چگونه ما می گوئیم خدا و رسول و اهل بیت و شهدا  را دوست داریم، ولى...

در عمل کوتاهى می کنیم؟!

پانوشت : تقدیم به شهدای گمنام میهمان شهرمان...

این روزها سخت حسودیم می شود به دوستانی که وقتی به وبلاگشان سر میزنم می بینم با فراقت به نوشتن دل نوشته هایشان مشغولند! آن هایی که دل و عقل و کارشان به هم پیوند خورده است. آن وقت من برای یک "ایمیل چک کردن" هم باید خون به دلم شود! کلافه می شوم از این همه "بی وقتی" و "بدو بدو" برای راهی که نمی دانم عاقبت بخیرم خواهد کرد یا نه!  نمی دانم روزی می رسد که راضی از "راه"طی شده ، به گذشته ام لبخند بزنم؟!

پر رنگ ترین دعایم به درگاهت این بوده که .......

 حرفها سه دسته اند.......

دسته اول : گفتنی ها
دسته  دوم: نوشتنی ها
و دسته سوم : قورت دادنی و خوردنی ها و دم بر نیاوردنی ها
دو تای اولی سبک ات می کنند و اما سومی سنگینت به سنگینی آسمان ....
مولا جان

تنها یک کلمه مرا آزار میدهد

 حتی یک کلمه هم نمی شود !

 تنها یک حرف مرا هرروز غمگین تر میکند

 تنها

 همان یک *ن*

که در ابتدای * بودنت *

 نشسته است...! ...


در تنها پارک شهر ما

همه صندلی ها 

دو نفره اند

اصلا کسی به فکر آدم های تنها نیست

حتی شهرداری....

نگهداشتن دیــــــــن و ایمان

در آخرالزمــــــــان


مثل نگهداشتن ذغال گداخته در


کف دست است...

بازم سلام بعد از یه غیبت چند وقته اما لازم....امروز بازم دارم مینویسم براتون از ته ته ته ته دلم که شده انبار کلی حرف های کهنه و تازه که ته دلم اونقدر مانده اند که انگار نم کشیده اند و دارند آرام آرام جوانه میزنند تا خود را از حبس دلم بیرون بکشند...آری دانه را دیدی که وقتی یک جا  بماند و نم بکشد رشد میکند و جوانه میزند..! حرف هایی بود درونم که بعد از مدتها جوانه زدند و الان خودی نشان خواهند داد!!گاه گاهی با خودم فکر می کنم که زندگی و کارم استراتژی و برنامه ی خاصی ندارد و دچار روزمره گی مُزمن شده ام! سکون و راکدی را در حین گذر ناجوانمردانه ی زمان می بینم و گاهی با نگاه به عقربه ی ثانیه شمار و یا گوش دادن به تیک تیک ساعت، آهی می کشم و یک سوال از خودم که: "من چه می کنم!؟" راستش حالم خوب , بد است!!گاهی اوقات خاطرات و مخاطرات دور و برت چنان با روانت بازی می کند که...

 رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی

وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی

وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی

یَفْقَهُوا قولی ...

خدایا پناه می برم

به "خودت"

تویی که حلال مشکلاتی...


پانوشت: آخر نماز تو سجده چقدر این دعا سبک می کنه آدم رو و امید رو تو دل روشن میکنه...

بعضی مفاهیم، دارند تبدیل به افسانه می‌شوند
مفاهیمی چون:
عشق
پایمردی
همراهی
رفاقت
ثبات …
اگر کمی، فقط کمی از آن را جایی دیدید
فریز کنید، به فصلش؛
فصل دلتنگی
به کارتان می‌آید …

 ﻣﺎ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﻳﻢ ﺑﻪ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ

ﻭ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﻱ ﻧﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻱ

ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﻏﺮﻭﺭﻣﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ

ﻭ ﻣﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻠﻌﻴﺪﻳﻢ

ﺗﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻴﻢ

ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻫﺴﺘﻴﻢ

بابا دلت پاک باشد. دل پاک باشد ، کافی است!

نکته :

آن کسی

که تو را خلق کرده است،

اگر فقط دل پاک کافی بود،

فقط می‌گفت:

«آمنوا»

اینکه کنار «آمنوا» گفته:

«آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات»

یعنی هم دلت پاک باشد،هم کارت

امروزه کشور ما بیشتر از نفت و گاز

به صـداقــت احتیاج داره!


صداقت بین مردم رخت بر بسته...

چقدر ضعیف و کوچکند

آنهایی که وقتی اشتباه میکنند

نه توانایی اقرار به اشتباه دارند،

نه قدرت عذرخواهی!

اسمش را می گذارند غرور و به آن افتخار می کنند...

ریشه دار که باشی...

تا آسمان هم قد می کشی

ریشه های تو باور و اعتقاد تو به خداوند جهان است.

"خدا را باور کن"

"ایمانت را قوی کن"

باور و ایمان به خدا

تو را به اوج می رساند ...

میگویند زمان آدمها راعوض می‌کند

اشتباه نکن

زمان حقیقت آدمها را روشن میسازد

زمان قیمت رفاقتها را معلوم میکند

زمان عشق رااز هوس جدا میسازد

و راستی را از دروغ

زمان هرگز آدمهارا عوض نمیکند


پانوشت : تقدیم به کسانی که هنوز که هنوز است در یادم هستند و خاطراتم با آنها جلو چشمانم نقش بسته است

خوبم..به خوبی سالهای بی آزارِ نوجوانی

بی دغدغه ام...چونان کودکی که بر لب پرچینی پا میجنباند

آرامم..چون برگی شناور بر حوض فیروزه ای

راستش دلم آرام است این روزها 

نمیدانم چطور؟

شاید "توقع" را به باد سپرده ام

شاید به جای درستی تکیه کرده ام 

خلاصه خیالم راحتست، فرمان دست کسیست آشنا به پیچ و خم جاده

میتوانم کنارش اندکی چشمهایم را بر هم گذارم بی ترس واژگونی!

الحمدلله...

بزرگترین ضعف ما انسانها تردید ماست
در اینکه به دیگران
هنگامی که هنوز زنده هستند
بگوییم
چقدر دوستشان داریم ...

همیشه برای عاشق شدن ،

به‌ دنبال باران و بهار و بابونه نباش !

گاهی

در انتهای خارهای یک کاکتوس ،

به غنچه‌ای می‌رسی

که ماه را بر لبانت می‌نشاند

و آن وقت"تو"  می رسی

به ساحل امن...

پانوشت : هر پرهیزکار گذشته ای دارد وهر گناه کار آینده ای ، اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را می کند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا ثابت کند در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگریم!!  عاقلانه فکر کنیم خواهشأ !



خدایا با یک بغل غُر

یک سبد انتظار!

 یک جعبه امید!

 آمده ام عید دیدنی...! 

یکماه تحملم کردی و میهمان ات شدم و آخ نگفتی ..

ممنون!...


پانوشت : مدتی بود که در خانه تکانی دل دعا گو بودیم...

* به زودی در این مکان پی نوشت های دیگری نصب می شود ! ... علی الحساب عیدتون مبارک ... 

حل شدن در

دل معشوقه

که ایرادی نیست

چای هم آب کُند در دل خود،

قندش را ...


پانوشت : تقدیم به همسرم ....