magar
مقرموعود
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

Instagram

دخلشان را آوردند ؛

برای عده ای دَخلی پُر از خوبی ...

و برای عده ای دیگر دَخلی پُر از بدی ...!

دیر یا زود دَخل ما را هم خواهند آورد ؛

مراقب باشیم دخلمان را از چه پر می کنیم،

وگرنه واقعا "دخلمان" آمده ....

جماعتی مینالند از کمبود دخترِ پاک!!

برادر‌....

قبل از اینکه دنبال ِ فاطمه باشی...

خودت "علی " باش ...

اینجا ایران است
سرزمین بزرگ بانویی که روزی
عفیف ترین
نجیب ترین
پاک دامن ترین
و درعین حال متملک دختر سرزمین خویش بود
*شهربانو*
عروس خانواده علی شد
مادر علی اکبرحسین(ع)
اکنون هم ایران است
با دخترانی که هرصبح باید دعای توسل بخوانی و دانشگاه بروی تا ایمانت از دستشان حفظ شود!!


پانوشت : بانو "نیت کن / حجاب میکنم قربت الی الله...

۱-خدایا . . .
من لذت گناه را ترک میکنم، . . .
در مقابل تو تحریم لذت مناجات را از من بردار . . .
۲-خدایا . . .
من کسانی که تو دوستشان نداری را ترک میکنم
و درمقابل تو لذت با خود بودن را به من بده . . .
۳-خدایا . . .
من پناهگاه شیطان را ترک میکنم . و تو در . . . مقابل پناهگاه امن خودت را به من بده. . . .
امروز . روز اول مذاکره است .!!!
خدایا . . .
برای شفاف سازی گام اول را من برمیدارم . و
سانتری فیوژهای گناه را که شیطان در وجودم برپا کرده . یکی یکی و با کمک تو از کار . می اندازم . . .
هسته ی درونی ام را خودت غنی سازی کن . . .
در کنار این که معترفم . . .
"و ما توفیقی الا بالله"
در عین حال معتقدم . . .
" آدم شدن حق مسلم ماست "



تو به ما دادی ...
هموطن گرامی
 ارادت به رهبر
 تا قیامت شارژ شده است
عشق به ولایت
تا آخرین نفس اعتبار دارد
"همراه رهبر"

السلام علیکم یا اولیاء الله و احبائه!


پانوشت :

امروز داشتم به این آهنگ حامد زمانی گوش میدادم گفتم بزارم اینجا دوستان هم گوش کنند

" خیلی زیباست"

لینک دانلود


عاشق این صحنه بودم

و این جمله :

((بیعت ایرانی بیعت ایمانی است))

امروز

فهمیدم

عینک آفتابی ام

چقدر راز نگهدار خوبی ست

وقتی

ستاره های دلتنگی سرازیر از چشمانم را

از دستبرد نگاه نامحرم مردمان این شهر خاکستری

دور نگه می دارد!...

قول میدهی همیشه با من مهربان باشی؟؟

قول قول؟...

هیچ نیازی به التماس کردن به تو نیست...

خودت مهربان بودن را بر خودت واجب کرده ای...

چه معشوق خوبی ... خیال آدم راحت است که نامهربان نمیشود


چقدر زیبا  و عاشقانه حرف میزنی...

حقیرترین و کم‌مایه‌ترین انسان‌ها


همان‌ها هستند که برای بزرگ کردن خود


نیاز به کوچک کردن دیگری دارند…


پانوشت : عکس این پست یکمی متفاوت هست هرچند بی ربط هم هست! ولی پر از حرف هست...

روی من شرط ببند

تمام “دل”ها را رد کرده ام

چشم بسته این قمار را می برم

دوست داشتن تو..

دلیل که نه...!!!

دل می خواهد…



 خدا " تو " را که می آفرید


 حواسش


 پرت آرزو های من بود !


 شدی همان آرزوی من ...!


پانوشت : حس خوب پدر شدن همه وجود ام را فرا گرفته است ...دخترم" کیمیا "خوش اومدی عزیزم ...



کاکتوس بودن هم بد نیست

نیاز به نوازش کسی نداری،

وقتی هم که یکی بخواد نوازشت کنه

اونقدر خار داری که کسی سمتت نیاد؛

ولی درونت نرمِ نرمه،

شاید بعضی وقتا کاکتوس بودن هم بد نباشه.


بعضی صداها را دوست داشتم.

صدای گشتن دنبال خودکار توو شلوغی جامدادی.
بازو بسته کردن لیوان حلقه ای
از جلو نظام، ناظم.
صدای هان؟ نگاه کن.. با تو ام. سرت را بالا بگیر ببینم پیراشکی نیمکت جلویی را چرا خوردی؟
ادامه دارد ...

چون شدم صیدِ تو


برگیر و نگهدار مرا


◄ خواجوی کرمانی


تقدیم به : همسرم ...


قدیمترها

چقدر بهانه برای “ملاقات” و “محبت”

زیاد بود !

چشمه ی آب ، کوزه ی سنگین ، راه طولانی !

آب را که لوله کشی کرده اند

همه چیز خراب شد

دنیا چقدر چرخ می خوره ! 

آدما چقدر عوض می شن ... 

هیچ فکر کردی پارسال همین موقع داشتی به چی فکر می کردی و آرزوت چی بود ؟ 

و امسال ...  



آغاز انسان ، دلتنگی است ...!!

دلها علاوه بر اینکه رشوه نمی پذیرند ، 

موجودات سمجی هم هستند !

 اصلن عقل خیلی بهتر از دل است 

با دوتا دلیل دست و پاشکسته و دو تا دروغ مصلحتی سرش را می اندازد پایین می رود پی کارش ،

 اما این دل لامصب است 

که هیچی سرش نمی شود ! 

دل، خر است !

قبول دارید؟


پسر  کوچولوی خواهرم از من بیسکویت خواست.
گفتم: امروز مى خرم.
وقتى به خانه برگشتم فراموش کرده بودم.
 دوید جلو و پرسید:دایی بیسکویت کو؟
گفتم: یادم رفت.
شروع کرد و گفت: دایی بَده، دایی بَده.
 بغلش کردم و گفتم: دایی جان! دوستت دارم.
گفت: بیسکویت کو؟

فهمیدم دوستى بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد.
چگونه ما می گوئیم خدا و رسول و اهل بیت و شهدا  را دوست داریم، ولى...

در عمل کوتاهى می کنیم؟!

پانوشت : تقدیم به شهدای گمنام میهمان شهرمان...

این روزها سخت حسودیم می شود به دوستانی که وقتی به وبلاگشان سر میزنم می بینم با فراقت به نوشتن دل نوشته هایشان مشغولند! آن هایی که دل و عقل و کارشان به هم پیوند خورده است. آن وقت من برای یک "ایمیل چک کردن" هم باید خون به دلم شود! کلافه می شوم از این همه "بی وقتی" و "بدو بدو" برای راهی که نمی دانم عاقبت بخیرم خواهد کرد یا نه!  نمی دانم روزی می رسد که راضی از "راه"طی شده ، به گذشته ام لبخند بزنم؟!

پر رنگ ترین دعایم به درگاهت این بوده که .......