magar
مقرموعود
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

Instagram



 خدا " تو " را که می آفرید


 حواسش


 پرت آرزو های من بود !


 شدی همان آرزوی من ...!


پانوشت : حس خوب پدر شدن همه وجود ام را فرا گرفته است ...دخترم" کیمیا "خوش اومدی عزیزم ...



کاکتوس بودن هم بد نیست

نیاز به نوازش کسی نداری،

وقتی هم که یکی بخواد نوازشت کنه

اونقدر خار داری که کسی سمتت نیاد؛

ولی درونت نرمِ نرمه،

شاید بعضی وقتا کاکتوس بودن هم بد نباشه.


بعضی صداها را دوست داشتم.

صدای گشتن دنبال خودکار توو شلوغی جامدادی.
بازو بسته کردن لیوان حلقه ای
از جلو نظام، ناظم.
صدای هان؟ نگاه کن.. با تو ام. سرت را بالا بگیر ببینم پیراشکی نیمکت جلویی را چرا خوردی؟
ادامه دارد ...

چون شدم صیدِ تو


برگیر و نگهدار مرا


◄ خواجوی کرمانی


تقدیم به : همسرم ...


قدیمترها

چقدر بهانه برای “ملاقات” و “محبت”

زیاد بود !

چشمه ی آب ، کوزه ی سنگین ، راه طولانی !

آب را که لوله کشی کرده اند

همه چیز خراب شد

دنیا چقدر چرخ می خوره ! 

آدما چقدر عوض می شن ... 

هیچ فکر کردی پارسال همین موقع داشتی به چی فکر می کردی و آرزوت چی بود ؟ 

و امسال ...  



آغاز انسان ، دلتنگی است ...!!

دلها علاوه بر اینکه رشوه نمی پذیرند ، 

موجودات سمجی هم هستند !

 اصلن عقل خیلی بهتر از دل است 

با دوتا دلیل دست و پاشکسته و دو تا دروغ مصلحتی سرش را می اندازد پایین می رود پی کارش ،

 اما این دل لامصب است 

که هیچی سرش نمی شود ! 

دل، خر است !

قبول دارید؟


پسر  کوچولوی خواهرم از من بیسکویت خواست.
گفتم: امروز مى خرم.
وقتى به خانه برگشتم فراموش کرده بودم.
 دوید جلو و پرسید:دایی بیسکویت کو؟
گفتم: یادم رفت.
شروع کرد و گفت: دایی بَده، دایی بَده.
 بغلش کردم و گفتم: دایی جان! دوستت دارم.
گفت: بیسکویت کو؟

فهمیدم دوستى بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد.
چگونه ما می گوئیم خدا و رسول و اهل بیت و شهدا  را دوست داریم، ولى...

در عمل کوتاهى می کنیم؟!

پانوشت : تقدیم به شهدای گمنام میهمان شهرمان...

این روزها سخت حسودیم می شود به دوستانی که وقتی به وبلاگشان سر میزنم می بینم با فراقت به نوشتن دل نوشته هایشان مشغولند! آن هایی که دل و عقل و کارشان به هم پیوند خورده است. آن وقت من برای یک "ایمیل چک کردن" هم باید خون به دلم شود! کلافه می شوم از این همه "بی وقتی" و "بدو بدو" برای راهی که نمی دانم عاقبت بخیرم خواهد کرد یا نه!  نمی دانم روزی می رسد که راضی از "راه"طی شده ، به گذشته ام لبخند بزنم؟!

پر رنگ ترین دعایم به درگاهت این بوده که .......

 حرفها سه دسته اند.......

دسته اول : گفتنی ها
دسته  دوم: نوشتنی ها
و دسته سوم : قورت دادنی و خوردنی ها و دم بر نیاوردنی ها
دو تای اولی سبک ات می کنند و اما سومی سنگینت به سنگینی آسمان ....
مولا جان

تنها یک کلمه مرا آزار میدهد

 حتی یک کلمه هم نمی شود !

 تنها یک حرف مرا هرروز غمگین تر میکند

 تنها

 همان یک *ن*

که در ابتدای * بودنت *

 نشسته است...! ...


در تنها پارک شهر ما

همه صندلی ها 

دو نفره اند

اصلا کسی به فکر آدم های تنها نیست

حتی شهرداری....

نگهداشتن دیــــــــن و ایمان

در آخرالزمــــــــان


مثل نگهداشتن ذغال گداخته در


کف دست است...

بازم سلام بعد از یه غیبت چند وقته اما لازم....امروز بازم دارم مینویسم براتون از ته ته ته ته دلم که شده انبار کلی حرف های کهنه و تازه که ته دلم اونقدر مانده اند که انگار نم کشیده اند و دارند آرام آرام جوانه میزنند تا خود را از حبس دلم بیرون بکشند...آری دانه را دیدی که وقتی یک جا  بماند و نم بکشد رشد میکند و جوانه میزند..! حرف هایی بود درونم که بعد از مدتها جوانه زدند و الان خودی نشان خواهند داد!!گاه گاهی با خودم فکر می کنم که زندگی و کارم استراتژی و برنامه ی خاصی ندارد و دچار روزمره گی مُزمن شده ام! سکون و راکدی را در حین گذر ناجوانمردانه ی زمان می بینم و گاهی با نگاه به عقربه ی ثانیه شمار و یا گوش دادن به تیک تیک ساعت، آهی می کشم و یک سوال از خودم که: "من چه می کنم!؟" راستش حالم خوب , بد است!!گاهی اوقات خاطرات و مخاطرات دور و برت چنان با روانت بازی می کند که...

 رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی

وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی

وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی

یَفْقَهُوا قولی ...

خدایا پناه می برم

به "خودت"

تویی که حلال مشکلاتی...


پانوشت: آخر نماز تو سجده چقدر این دعا سبک می کنه آدم رو و امید رو تو دل روشن میکنه...

بعضی مفاهیم، دارند تبدیل به افسانه می‌شوند
مفاهیمی چون:
عشق
پایمردی
همراهی
رفاقت
ثبات …
اگر کمی، فقط کمی از آن را جایی دیدید
فریز کنید، به فصلش؛
فصل دلتنگی
به کارتان می‌آید …

 ﻣﺎ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﻳﻢ ﺑﻪ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ

ﻭ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﻱ ﻧﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻱ

ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﻏﺮﻭﺭﻣﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ

ﻭ ﻣﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻠﻌﻴﺪﻳﻢ

ﺗﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻴﻢ

ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻫﺴﺘﻴﻢ

بابا دلت پاک باشد. دل پاک باشد ، کافی است!

نکته :

آن کسی

که تو را خلق کرده است،

اگر فقط دل پاک کافی بود،

فقط می‌گفت:

«آمنوا»

اینکه کنار «آمنوا» گفته:

«آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات»

یعنی هم دلت پاک باشد،هم کارت

امروزه کشور ما بیشتر از نفت و گاز

به صـداقــت احتیاج داره!


صداقت بین مردم رخت بر بسته...