magar
مقرموعود
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

Instagram

۹۵۷ مطلب با موضوع «کمی اخلاق» ثبت شده است

امروز

فهمیدم

عینک آفتابی ام

چقدر راز نگهدار خوبی ست

وقتی

ستاره های دلتنگی سرازیر از چشمانم را

از دستبرد نگاه نامحرم مردمان این شهر خاکستری

دور نگه می دارد!...

قول میدهی همیشه با من مهربان باشی؟؟

قول قول؟...

هیچ نیازی به التماس کردن به تو نیست...

خودت مهربان بودن را بر خودت واجب کرده ای...

چه معشوق خوبی ... خیال آدم راحت است که نامهربان نمیشود


چقدر زیبا  و عاشقانه حرف میزنی...

حقیرترین و کم‌مایه‌ترین انسان‌ها


همان‌ها هستند که برای بزرگ کردن خود


نیاز به کوچک کردن دیگری دارند…


پانوشت : عکس این پست یکمی متفاوت هست هرچند بی ربط هم هست! ولی پر از حرف هست...

روی من شرط ببند

تمام “دل”ها را رد کرده ام

چشم بسته این قمار را می برم

دوست داشتن تو..

دلیل که نه...!!!

دل می خواهد…



آغاز انسان ، دلتنگی است ...!!

دلها علاوه بر اینکه رشوه نمی پذیرند ، 

موجودات سمجی هم هستند !

 اصلن عقل خیلی بهتر از دل است 

با دوتا دلیل دست و پاشکسته و دو تا دروغ مصلحتی سرش را می اندازد پایین می رود پی کارش ،

 اما این دل لامصب است 

که هیچی سرش نمی شود ! 

دل، خر است !

قبول دارید؟


پسر  کوچولوی خواهرم از من بیسکویت خواست.
گفتم: امروز مى خرم.
وقتى به خانه برگشتم فراموش کرده بودم.
 دوید جلو و پرسید:دایی بیسکویت کو؟
گفتم: یادم رفت.
شروع کرد و گفت: دایی بَده، دایی بَده.
 بغلش کردم و گفتم: دایی جان! دوستت دارم.
گفت: بیسکویت کو؟

فهمیدم دوستى بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد.
چگونه ما می گوئیم خدا و رسول و اهل بیت و شهدا  را دوست داریم، ولى...

در عمل کوتاهى می کنیم؟!

پانوشت : تقدیم به شهدای گمنام میهمان شهرمان...

بعضی مفاهیم، دارند تبدیل به افسانه می‌شوند
مفاهیمی چون:
عشق
پایمردی
همراهی
رفاقت
ثبات …
اگر کمی، فقط کمی از آن را جایی دیدید
فریز کنید، به فصلش؛
فصل دلتنگی
به کارتان می‌آید …

 ﻣﺎ ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﻳﻢ ﺑﻪ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ

ﻭ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﻱ ﻧﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻱ

ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﻏﺮﻭﺭﻣﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ

ﻭ ﻣﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻠﻌﻴﺪﻳﻢ

ﺗﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻴﻢ

ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻫﺴﺘﻴﻢ

بابا دلت پاک باشد. دل پاک باشد ، کافی است!

نکته :

آن کسی

که تو را خلق کرده است،

اگر فقط دل پاک کافی بود،

فقط می‌گفت:

«آمنوا»

اینکه کنار «آمنوا» گفته:

«آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات»

یعنی هم دلت پاک باشد،هم کارت

امروزه کشور ما بیشتر از نفت و گاز

به صـداقــت احتیاج داره!


صداقت بین مردم رخت بر بسته...

بزرگترین ضعف ما انسانها تردید ماست
در اینکه به دیگران
هنگامی که هنوز زنده هستند
بگوییم
چقدر دوستشان داریم ...

همیشه برای عاشق شدن ،

به‌ دنبال باران و بهار و بابونه نباش !

گاهی

در انتهای خارهای یک کاکتوس ،

به غنچه‌ای می‌رسی

که ماه را بر لبانت می‌نشاند

و آن وقت"تو"  می رسی

به ساحل امن...

پانوشت : هر پرهیزکار گذشته ای دارد وهر گناه کار آینده ای ، اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را می کند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا ثابت کند در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگریم!!  عاقلانه فکر کنیم خواهشأ !




تواناترین مترجم کسی است که

سکوت دیگران را ترجمه کند

شاید سکوتی تلخ،

گویای دوست داشتنی شیرین باشد

بعضی ها هستند که یک جورِ خاص دوست داشتنی اند.

یک جور عجیب دلنشین اند.

دست خودشان هم نیست.

انگار خدا یک جورِ دیگر آفریده شان.

مثلاً ساعتها کنارشان می نشینی وخسته نمی شوی.

اصلاً سیر نمی شوی از شنیدنِ صدایشان.

مثلاً همان ها که وقتِ خداحافظی یهو دلت می گیردو ته دلت می گویی: کاش بیشتر می ماندی!

اسم اش را عشق نمی گذارم.

شاید یک دوست داشتنِ عجیب است که هر کسی ممکن است حس اش کند.

من اسمش را "عزیزِ دلِ کسی بودن" می گذارم!

بعضی ها عزیز دلت* هستند.

همان ها که همیشه دل ات قرص است که تا آخر عمر با همان کیفیت کنارت هستند.

همانها که دلگیرتان نمی کنند.

همان ها که دوست داشتنشان بی قید و شرط است.

در زندگیِ هر کسی بعضی ها وجود دارند که اصلاً نمی توان که دوستشان نداشت.

و...مـن چقدر این بعضی ها رو دوست دارم !

زمین بهشت می شود…

روزیکه مردم بفهمند ،

هیچ چیز بدتر نیست از قضاوت و مسخره کردن دیگران…!

هیچ گناهی بدتر از حق الناس نیست ..!

هیچ ثوابی برتر از خدمت به دیگران نیست …!

هیچ کس اسطوره نیست الا در مهربانى و انسانیت…!

هیچ چیزی با ارزشتر از انسانیت نیست…!

هیچ چیز جاودانه نمی ماند جز عشق…!

هیچ چیز ماندگار نیست جز خوبى و بدی ...

بعضی وقتا دروغ خوبه!!!

به مادر کم طاقت باید دروغ گفت...

بایدبهش بگی

حالم خوبه

غذاخوبه

هوا خوبه

دلمون خوشه

وقتی مادر خوب باشه یعنی همه چیز خوبه...!

جمله ای بس سنگین

از

شهید آوینی

کربلا،به رفتن نیست ،

به شدن است؛

اگر به رفتن بود ،

شمر هم کربلایی میشد.

زمستان نیست ... 

دلتنگی توست 

که به لرزه انداخته

 چهار ستون دلم را . 

این حوالی..
کسی هست که
بوی عطر عجیبش از بین برگهای کتاب می آید
بوی تازگی می دهد عطرتنش
دستانش گرم است
و نگاهش نجیب
آری این حوالی
هنوز هم فرصت عاشقی هست

در طی بعضی طوفان های زندگی
کم کم " یاد می گیری" که نباید
توقعی داشته باشی مگر
از خودت.....
متوجه می شوی بعضی ها را
"هر چند" نزدیک نباید باور کرد
متوجه می شوی روی بعضی ها
"هر چند "صمیمی نباید
حساب کرد...
می فهمی بعضی ها را "هرچند"
آشنا نمی توان شناخت....
چرا که گاهی انسانها از آنچه
دوست داشته باشد سخن
می گویند...نه آنچه هستند.....
و این اصلا "تلخ"نیست
شکست نیست...
آگاه شدن نام دارد.....
ممکن است در حین آگاه شدن
درد بکشی...
این آگاهی دردناک است
اما......
تلخ هرگز.......

ﮔﺎﻫﯽ ﻋﻤﺮ ﺗﻠﻒ می شوﺩ ؛

ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﺣﺴﺎﺱ .…

ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻠﻒ می شود ؛

ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻋﻤﺮ !

ﻭ ﭼﻪ ﻋﺬﺍﺑﯽ می کشد ،

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻋﻤﺮﺵ ﺗﻠﻒ می شود ؛

ﻫﻢ ﺍﺣﺴﺎﺳﺶ.....!

پاییز از مهر شروع نمی شود

پاییز از بی مهری ها شروع میشود......

گاهى براى روزهاى تلخ بى حوصلگى
یک بوسه
بوى خوش یک پیراهن
و یا شنیدن یک دوستت دارم ساده
یک جور خوبى
حال آدم را عوض مى کند
و اینطور آدم مى فهمد
لذت دنیا

داشتن کسى ست
که دوست داشتن را بلد است

به همین سادگى ..


*دوستان عزیزم :


سرمایه های هر دلی حرف هایی است که برای نگفتن دارد!


پانوشت : تقدیم به همسفر زندگی من....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

آدما مثل مدادن

غم و غصه ها مثل مداد تراش!

تراشیده شدن سخته

درد داره...چه کنیم؟!

قاعده ی زندگی همینه!

تا کوتاه نیای! به کار نمیای!

فقط!

با مداد تراشیده، میشه نوشت!



امروز 18 مرداد هست


و به زبان ساده می نویسم


زاد روز ، یا همان روز "تولدم"


پانوشت : ممنونم از همه دوستان خوبم که با پیامک تبریک گفتند به ویژه از " همسرم " ......

پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار

فیروزه و الماس به آفاق بپاشی
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
اندوه بزرگی ست چه باشی,  چه نباشی....
پانوشت:آمدی و آرامش ام را خراشیدی ! دارم از لای همان خراشها میتراوم...


درست نمی دانم ! ولی .. می گویند:

حوا بود که سیب را تعارف کرد!

و چرا آدم خورد ؟؟

ساده نبود ... عاشق بود ...

نمی دانم ! اما...

حوا برایش با ارزش بود .

باارزش تر از بهشتی که میگویند مفت از دست داد ..



پانوشت : دارم فکر میکنم ؛ طبع شعرم خوب نیست ، گاهی دل نوشته می نویسم  ! به تو که می رسم ! شعر که هیچ ، دل را نیز از دست می دهم !

اورگیم دولدی غمیله گینه پی مانه کمین

یانیرام حسرتینه هر گجه پروانه کمین

گینه سنسیز-گینه یالقیز-گینه تنها گجلر

دوشرم دیلره عشقینده من افسانه کمین

دولانیر می اسرینده هامی دنیا باشیما

دولانیم قوی باشیوا بو گجه پروانه کمین

عمرومو ورم اگر اولسا مجالیم بیر دم

دولاشام تلریوه ای گوزلیم شانه کمین

دخلشان را آوردند ؛

برای عده ای دَخلی پُر از خوبی ...

و برای عده ای دیگر دَخلی پُر از بدی ...!

دیر یا زود دَخل ما را هم خواهند آورد ؛

مراقب باشیم دخلمان را از چه پر می کنیم،

وگرنه واقعا "دخلمان" آمده ....


لحظه هایی هستند که هستیم
اما خودمان نیستیم
انگار روحمان می رود
همان جا که می خواهد
بی صدا ... بی هیاهو ...
همان لحظه هایی که راننده  می گوید : " رسیدین آقا "
فروشنده می گوید : " باقی پول را نمی خواهی ؟ "
راننده تاکسی می گوید : " صدای بوق را نمی شنوی ؟ "
و مادر صدا می کند : " حواست کجاست ؟ "
ساعت هایی که شنیدیم و نفهمیدیم
خواندیم و نفهمیدیم
دیدیم و نفهمیدیم
و تلویزیون خودش خاموش شد
آهنگ بار دهم تکرار شد
هوا روشن شد ... تاریک شد ...
چایی سرد شد ... غذا یخ کرد ...
در یخچال باز ماند و در خانه را قفل نکردیم
و نفهمیدیم کی رسیدیم خانه
و کی گریه هامان بند آمد
و کی عوض شدیم
کی دیگر نترسیدیم
از ته دل نخندیدیم
و دل نبستیم
و چطور یکباره آنقدر بزرگ شدیم
و موهای سرمان سفید
و از آرزوهایمان کی گذشتیم ؟ !
" یک لحظه سکوت برای لحظه هایی که خودمان نیستیم "

عاشق شدن چیز ساده ایست ….

آنقدر که همه ی انسانها توان تجربه کردن آن را دارند !

مهم عاشق ماندن است ؛

بی انتها

بی زوال تا ابد ؛

بی منت …!

کاش ....

صدای بعضی ها رو

می شد بوسید..!!

مخصوصا وقتی...

اسمتو صدا می زنن...!!

چه ساده قلبمان را دو دستی چسبیده ایم که مبادا کسی آن را بدزدد و عاشقمان کند.

غافل از اینکه برای عاشق کردنمان ، عقلمان را می دزدند...

و بعد ما میمانیم با قلبی که اندیشیدن بلد نیست ...

از رها کردن نترس
باور کن هیچ کس نمی تواند
چیزی که مال توست را از تو بگیرد
و تمام دنیا
نمی توانند چیزی که مال تو نیست را برایت حفظ کنند
همه چیز ساده است
زندگی... عشق...
دوست داشتن... عادت کردن...
رفتن... آمدن...
اما چیزی که ساده نیست
باور این ساده بودن هاست..
در حسرت گذشته ماندن ...
چیزی جز از دست دادن امروز نیست ...


صندلیت را کنار صندلیم بگذار !

همنشینی با تو . . .

یعنی تعطیلی رسمی تمام دردها . .

تو را
ازشیر
می گیرند
تا بوی
کودکیت را
از یاد ببری ....

و این اولین

ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺁﯾﯽ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ،
ﻣﻨﻈﻢ ﻭ ﺩﻗﯿﻖ،
ﮐﺴﯽ ﻗَﺪﺭَﺕ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ
ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭﺕ
ﺳﺎﯾﻪ ﺑﺎﻧﯽ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﺳﺎﯾﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﺴﻨﺪﻧﺪ ﻭ
ﺑﺮ ﺗﻮ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ
ﺑﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﻭ ﻫﺴﺖِ ﺁﻥ ﺳﺎﯾﻪ
ﺍﺯ ﺗﻮﺳﺖ
ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﻣﺎ
ﺍﺯ ﺗﻮ ﺭﻭﯼ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺗﺎﺑﻨﺪ ...
ﻭﻟﯽ ﻣﺎﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ

پناه میبرم به خدا
از عیبی که؛
امروز در خود می بینم،
و دیروز
دیگران را به خاطر،
هـمان عیب؛ ملامت کرده ام.
محتاط باشیم؛ در سرزنش؛
و قضاوت کردن دیگران.
وقتی؛
نه از دیروز او خبر داریم؛
نه از فردای خودمان...

ﺧﺴﺮﻭ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺖ:
ﮔﺎﻫﯽ...!!
ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ،
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ
ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ...
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ.!!
ﮔﺎﻫﯽ...!!!
ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ،
ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ...
ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪی،
ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ‌ای!!!
ﮔﺎﻫﯽ...!!!
ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ،
ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ...
ﺗﺎ ﺁن‌ را ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ!!!
ﮔﺎﻫﯽ...!!!
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ،
ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ:
ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ نمی‌فهمد...!

من می توانم
روزها را
بدون صحبت کردن با تو و
ماهها را
بدون دیدنت طی کنم ،

اما
ثانیه ای نمی گذرد که
درباره ات فکر نکنم .

خیالت مثل چرت صبحگاهیست ..
مدام با خودم میگویم
پنج دقیقه دیگه ...


پانوشت : تقدیم به همسرم...

چه کار به حرف مردم دارم

زندگی من همین است

شب که می شود

روی تختم دراز می کشم

عاشقانه ای می نویسم

خیره می شوم به عکست

و با خودم فکر میکنم

مگر می شود تو را دوست نداشت...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

جماعتی مینالند از کمبود دخترِ پاک!!

برادر‌....

قبل از اینکه دنبال ِ فاطمه باشی...

خودت "علی " باش ...

ماه،

نور خورشید را به خودش میگیرد.

چادر مشکی ِتو،

گرمای خورشید را.

و اینگونه است که چادری ها

با ماه نسبت دارند...

مراقب نور وجودت باش ،ماه بانو!


پانوشت : تقدیم به همسرم...

فراموشت نکرده‌ام؛
فقط
…. لحظه‌ای از همیشه
…….. که نام تو را مشق می‌کردم
نسیمی وزید و…
ورق برگشت

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺍﺳﺖ.
ﮔﻞ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺎﺷﺖ!
ﮔﻞ ﻧﮑﺎﺭﯼ؛ 
ﻋﻠﻒ ﻫﺮﺯ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﯾﺪ ...
ﺯﺣﻤﺖ ﮐﺎﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﮔﻞ ﺳﺮﺥ ...
ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺯﺣﻤﺖ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺮﺯﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﻠﻒ ﺍﺳﺖ!
ﮔﻞ ﺑﮑﺎﺭﯾﻢ؛ ﺯﯾﺎﺩ!
ﺗﺎ ﻣﺠﺎﻝ ﻋﻠﻒ ﻫﺮﺯ، ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻧﺸﻮﺩ.
ﺑﯽ ﮔﻞ ﺁﺭﺍﯾﯽ ﺫﻫﻦ،
دوستانم، ﻫﺮﮔﺰ
ﺁﺩﻡ، ﺁﺩﻡ ﻧﺸﻮﺩ ...

از دیالوگ های ماندگار خسرو شکیبایی : 

حال همه ی ما خوب است ولی ، تو باور نکن ... 

ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ، ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ ، ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ...!
ﯾﮑﯽ ، ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ، ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯿﺪﻩ..
یکی دیگه ب خودش نمیرسه...
ﯾﮑﯽ مدام ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ، عکس ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ...!
یکی محبت نمی کنه ...!
یکی دیگه محبت نمیپذیره ...!
و.....
اینگونه است ک ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ در ٣٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ و ﺩﺭ ٨٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻓﻦ میشوند...!

پرواز باور پرنده ایست که به پرواز می اندیشد


دلیل پرواز پر نیست


زندگی قانون باورها و لیاقت هاست


و تو لایق هر آنچه ""میخواهی""

یک جرعه از آغوشت
مرا کافی است
تا حریصانه بهشت زمینیم را
وجب کنم؛
اسفند را
در چهارشنبه سوری چشمانت
به آتش میکشم
و به انتظار
تحویل بهترین دعا و آرزو هایم

برای "تو"
چشم براه فروردین میمانم...

پانوشت : تقدیم به همسرم....

ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ “ﮐﻢ ﮐﻢ” ﺍﺗﻔﺎﻕ میفته

ﭘﺲ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ “ﯾﻬﻮ” ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﯽ

ﮐﻪ خیلی ﺩﯾﺮ شده واسه دوست داشتن پدر و مادرت ...

امام صادق علیه ‏السلام :
اگر دوست دارى که خداوند عمرت را زیاد کند، پدر و مادرت را شاد کن.

اِن اَحبَبتَ اَن یَزیدَ اللّه‏ُ فى عُمُرِکَ فَسُرَّ اَبَـوَیکَ ؛

وسایل الشیعه ج18 ، ص372 

میان ماندن و نماندن
فاصله تنها یک حرف ساده بود
از قول من
به باران بی امان بگو :
دل اگر دل باشد ،
آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد

اگر نماینده مجلس بودم
طرح آمدنت را تقدیم میکردم
مطمعن باش تصویب میشد
آخ!
تو مجبور بودی که بیایی . . !

زندگیت را طی کن

و انگاه که بر بلندترین قله هایش رسیدی

لبخند خود را

نثار تمام سنگریزه هایی کن

که پایت را خراشیدند!

اللّهُمَّ اِنّی اَسْتَغْفِرُکَ لِما تُبْتُ اِلَیکَ مِنْهُ ثُمَّ عُدْتُ فیهِ

خدایا

من از تو آمرزش می‌خواهم !

برای گناهانی که

پس از توبه کردن دوباره به آنها دست زده‌‌ام . . .

مردم موهای صافشان را فر می‌زنند

و آنها که موی فرفری دارند موی‌شان را صاف می ‌کنند

عده‌ای جلای وطن کرده به خارج می‌روند

و آنها که خارج هستند و نمی‌توانند بازگردند برای وطن دلشان لک زده و ترانه‌ها می‌سُرایند

مجردها می‌خواهند ازدواج کنند

متأهل‌ها می‌خواهند طلاق بگیرند

عده‌ای با قرص و دارو از بارداری جلوگیری می‌کنند

و عده‌ای دیگر با دارو و درمان به‌دنبال فرزنددار شدن هستند

لاغرها آرزو ﺩﺍﺭﻧﺪ کمی چاق بشوند

و چاق‌ها با مصرف قرص و دارو هر روز سعی در لاغر نمودن خود دارند و همواره حسرت لاغری را می‌کشند

شاغلان از شغلشان می‌نالند

بیکارها دنبال شغلند

فقرا حسرت ثروتمندان را می‌خورند

ثروتمندان از دغدغه‌ی نداشتن صفا و خون‌گرمیِ فقرا می‌نالند

افراد مشهور از چشم مردم قایم می‌شوند

مردم عادی می‌خواهند مشهور شوند

سیاه‌پوستان دوست دارند سفیدپوست شوند

سفیدپوستان خود را برنزه می‌کنند

هیچ‌کس نمی‌داند تنها فرمول خوشحالی این است:

"قدر داشته‌هایت را بدان و از آنها لذت ببر"

قانون های ذهنی می‌گویند خوشبختی یعنی "رضایت"

مهم نیست چه داشته باشی یا چقدر،

مهم این است که از همانی که داری راضی باشی آن‌وقت ”خوشبختی”

میان آن همه

الف و ب

و مشق دبستان

آنچه در زندگی واقعیت داشت

خط فاصله بود

زندگی به همین دلخوشی های الکی، زیباست ...

برای این کودکی که به یک موبایل گِلی دلخوش کرده ، نباید نگران بود.

برای اون کودکی نگران باشیم ...

که اتاق زیبا و  پر از اسباب بازی های رنگارنگه،

ولی هنوزم دلش خوش نیست، نق می زنه و یه اسباب بازی جدید میخواد ...

یعنی از همین بچگی ... معنی زندگی رو گُم کرده!


باران حجم کوچکی از صمیمیت توست
بوی خاک باران خورده

درست مثل عطر تو

روی همه ی کلماتم پهن شده است

باران که می بارد

بوی رسیدنت می آید

می دانی

تو در ذهن من

هم تراز بارانی


پانوشت : تقدیم به همسرم...


یک نفر گفت: امام رضا! «لا تَنسِنِی مِن الدّعا»، من را فراموش نکن از دعا.
آقا امام رضا (ع) فرمود: شما از کجا می‌دانی من شما را فراموش می‌کنم که نیاز بود تذکّر بدهی؟
گفت: آقا! ببخشید.
آقا فرمود که چرا گفتی ببخشید؟
گفت: خب شما من را فراموش نمی‌کنید از دعا. فرمود روی چه حسابی؟ حسابش را بگو.
گفت: آقا! شما شیعیان‌تان را دعا می‌کنید من هم جزء شیعیان‌تان هستم. خب پس حتماً برای من هم دعا می‌کنید.
آقا فرمود: نه، این‌جوری نیست. وقتی تو دوست داری من برای تو دعا کنم، همان لحظه من دستم را می برم بالا و با اسم برای تو دعا می‌کنم.
....

آقایان و بانوان محترم!
الان امام زمان (ع) نسبت به ما مثل امام رضا (ع) است یا نه؟
چرا شُل جواب می‌دهید؟ هست یا نیست؟
ما باور می‌کنیم که تا هوس کنیم آقا امام زمان دعای‌مان کنند همان موقع حضرت دست‌شان را برده اند بالا دارند با اسم خصوصی برای ما دعا می‌کنند؟
می‌توانیم این را باور کنیم؟

یا امام زمان (عج) برای ما دعا کن ...


"به نقل از حاج آقا پناهیان"

مادر

روسری ات را بردار تا ببینم، بر شبِ موهایت؛

چند زمستان برف نشسته است؛

تا من به بهار رسیده ام ...!

تمام اکسیژن های دُنیا

را هَم بیاورند به کارم نمیاید

من پـُر از هوای تو ام....

این جمعه هم کشیدیم

ما انتظار رویت اما خبر نیامد

از خیمه گاه کویت

لعنت بر مایی که مانع ظهوریم!


دستمال من که هیچ...!

تمام زندگی من

بی ” تو “

زیر درخت آلبالو گم میشه !!!...
.
.
.

پانوشت : تقدیم به همسرم.

ساحل دلت را به خدا بسپار


خودش قشنگ ترین قایق را


برایت میفرستت


همین...

سلام به "آنها" که همیشه دم دست هستند...
آدم هایی که عجله ندارند.
"آنها" که «گوش» هستند.
"آنها" که هوای گفتگو دارند.
"آنها" که کلمه به کلمه با تو هستند.
"آنها" که وقتی تلفنی با آنها حرف می زنی مرتب نمی گویند: " " باشه باشه " ، که یعنی خداحافظی.

" آنها " که بلند می گویند: دوستت دارم.

جانم در می رود برای "آنها" که نیمه راه نیستند. نیمه تمام نیستند. پلاک موقت نیستند. یک روزه نیستند.
"آنها" که مدام هستند.
"آنها" که جنس روابط شان همیشگی است.....
آنها که کیفیت خاصی دارد بودنشان....
آنها که رنگ میدهند به زندگی کمرنگ ما .....
آنها که نگاهشان نوری ست پرفروغ در این روزهای بی فروغ......
سلام به "آنها" که تمام نمی شوند.

هرچند کمیابند..

دوست زیبای من

گاه
چرخش یک نگاه بی قرار ؛
زبان هزار حکایت پنهان است
و
آه ؛
تنها واژه ی مشترک گفتگو ...



تو که نباشی برای پرواز

به جذابیت های زمین دل می بندم.

 

پانوشت: با من باش که عمق فکرم رنگ فلسفه زمین نگیرد

میخواهم برای یک بار

ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ بگیرم....

ولی ﻃﺎﻗﺖ ﺍﺳﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﺪﺍﺭﻡ !


پانوشت:" دنیا " فهمید که خیلی حقیر است . . . وقتی گفتم : یک موی " تو" را به دنیا نمیدم !!!!

اگر کارگردان بودم

صدای نفس هایت

موسیقی

متن تمام فیلم هایم بود...

همه به آزادگیش غبطه می خورند 

 اما او 

 دلش کمی دلبستگی و 

 پای بندی می‌خواهد …

پانوشت: این راز همه قاصدک هاست....


تجربه به ما می آموزد

که عشق آن نیست

که به هم خیره شویم؛

عشق آن است

که هردو به یکسو بنگریم




بر آنچه گذشت

آنچه شکست

آنچه نشد

حسرت نخوریم

زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمی شد...


پانوشت : شاد باش نه یک روز,هزاران روز . . .بگذار آواز شاد بودنت چنان در شهر بپیچد که روسیاه شوند آنان که بر سر غمگین کردنت شرط بسته اند.
*+خدا بزرگه...توکل کنیم به خود , خود , خدا....

همان قدرکه باید زن رافهمید...!!
مردراهم باید درک کرد...
همان قدر که زن ( بودن ) می خواهد...!!
مردهم ( اطمینان ) می خواهد...
همان قدرکه باید قربان صدقه روی ماه پی آرایش زن رفت..!!
باید فدای ( خستگیهای ) مردهم شد...
همان قدر که بایدبی حوصلگی های زن را طاقت آورد...
( کلافگی های مرد ) راهم باید فهمید..
خلاصه مردوزن ندارد...
به نقطه ی ( ما شدن ) که رسیدی !!
( بهترین ) باش برایش...
بگذارحس کندهیچ کس به اندازه ی تودرکش نمی کند.... 

توکه نیستی !

به عکسهایت مینگرم..

این همان
نفس مصنوعی است...


پانوشت:

+شعر راهیست ،برای لمس تو ،میان واژه های بالغ احساس...

+حس خوبی در دلم هست ...جملاتی هم که مینویسم به همین دلیل است...



چشمان ابری مرا به دل نگیر

باران نمی‌شوم،

من این بغض نشکستنی را

تا ابد،

نذر بودن تو کرده ام ….


پانوشت:

"کاملا با ربط"

شهید تجلایی:  در هر حال پرهیزگار باشید و خدا را ناظر براعمال خود بدانید یاور ستمدیدگان و مستمندان جامعه و یاور تمام مستضعفان باشید مبادا بتیمان و فرزندان شهدا را از  یاد ببرید.

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

تواناترین مترجم

کسی است که

سکوت دیگران را ترجمه کند

 شاید

سکوتی تلخ،

گویای دوست داشتنی

شیرین باشد  

دستانت را در برابرم مشت میکنی

و میپرسی, گل یا پوچ؟


و من در دلم می گویم فقط دستانت...!!!

خدایا
این بندِ دلِ آدم کجاست؟؟
که گاهی با یک
اسم ...
نگاه ...
با حضورِ یک نفر...
و یا با یک لبخند ...
... “پاره می شود” 

و تا یک عُمر به بندِ دلِ "او" گره نخورد،
آرام نمی گیرد!

خدایا ...
تو را به وعده "وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً" قسم میدیم... 
"بند دل همه جوونها رو زودتر به بند دل کسی که قسمتشون کردی گره بزن و کمکشون کن رفتارشون در زندگی مشترک طوری باشه که بتونن یه عُمر خوشبختی رو تجربه کنن ..."
الهی آمین 

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

من این " نمی توانم بخوابم" های هر شبه را
به حساب تو بگذارم
یا به حساب این همه دزد چند ملیتی
که روی مه گرفتگی  این پنجره
با خط خوش
یادگاری های ناخوش می نویسند!

تازگی ها فکر میکنم
بزرگترین خدمت به یک انسان
آن است که متولدش نکنی!

ببخشید!

چه کسی برای بار اول ((بی خیال)) را

در دامنه ی لغات ما فارسی زبانان چپاند؟

میخواستم برای شادی روحش

دعا کنم

زمان جنگ" تابوت سازها"

نانشان در روغن است

زمان صلح"لاف زن ها"!

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از "دوزخ" بترسی
و نه از "بهشت" به رقص درآیی 
فقط عشق خودش را بخواهی ...
قصه ی عشق ، انسان بودن ماست 
و انسان بودن یعنی آزاد بودن از قید بندگی همه و فقط عبد خدا بودن ...
انسان بودن یعنی به خلق خدا عشق ورزیدن ...
اگر خوبی کردی و کسی احساست را نفهمید مهم نیست
سرت را بالا بگیر و لبخند بزن
فهمیدن احساس
کار هر آدمی نیست!‌
تو برای خدا مردمان را دوست بدار و به آنها خدمت کن،
او خودش از تو برای کارهای خوبت از تو پیشاپیش تشکر کرده است ...

تو یوسف نیستی
ولی در من یعقوب غمگینی است
که هر شب بوی پیراهن تو
پیغمبرش می کند

اگر زیاد دارید ...
از ثروت خود ببخشید ،
و اگر کم دارید ...
از قلب‌تان ببخشید ... !

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

پدرم مرد دانایی هست
گه گداری پندم میدهد
همیشه می گوید :
پسر جان مبادا با آبروی کسی بازی کنی
مبادا دختر مردم بشه چک نویس احساساتت
مبادا دختری رو دلبسته خودت کنی و فرداها نتونی جوابگو باشی

یک روز در جواب همه ی نصیحت هاش ، نیشخندی زدم و گفتم :
ای بابا ؛ دوره ی این حرفا گذشته
دخترای این دوره زمونه خودشون چراغ سبز میدن
خودشون دلشونه...
خودشون از خداشونه...

پدرم تو چشمام نگاه کرد و گفت :
پسر جان زلیخا زیاده ، تو " یوسف " باش...!!!

همین که این جمله رو شنیدم
مو به تنم سیخ شد
زبونم بند اومد
دیگه هیچ جوابی نداشتم که بدم
واقعا هم حق میگفت
همیشه زلیخا زیاد بوده و هست ؛
اون منم که باید " یوسف " باشم....


دور تا دورم خط قرمز کشیده ام

وقتی تو در کنارم نباشی

در نزدیکی من

هر ک میخواهد باشد

توقف ممنوع ... !!!!

همه فکر می کنند

این شعرها برای توست....

حال آن که من هنوز

برای از تو نوشتن مشق می کنم..

پانوشت : تقدیم به همسرم...

میدانم اگر خار به پایم برود هم نمیتوانی ناراحتی امتت را ببینی .

پس تمام میکنم غصه هایم را

تا

دلت بیشتر از این به خاطر حال و روز من نگیرد رسول خدا.

مگر معنی این آیه همین نیست: عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم.

تولدت مبارک
نبی من.

دستانم را بگیر

تا

پریدن آغاز کنم یا نبی.

...

مثلِ بوی خیس خورده ,

عجیب میکند ...!


پانوشت: تقدیم به همسرم....

قتلگاه انسان

میان دو فک

اوست …


امام جواد (ع)


پانوشت: آدمها مثل عکس می مونند! زیاد که بزرگشون کنی " کیفیت شون" میاد پایین...

دعا بکن،ولی اگر اجابت نشد،با خدا دعوا نکن و میانه ات به هم نخورد.
چون تو جاهلی و او خبیر و عالم است.
خدا کاری را اشتباه نکرده که با دعای تو به اشتباهش پی ببرد و آن را درست کند!
بخل هم نورزیده است که با التماس تو دست از بخل بردارد و انچه را که مصلحت تو بود ودر اثر بخل نداده بود،به تو بدهد!
این بنده نداند که چه می باید خواست
داننده تویی آنچه تو دانی آن ده ...

اینجا زمین است...

بدبخت ها را مستند میکنند،

خوشبختی را سریال،

و از جدایی ها فیلم سینمایی می سازند.!!!

سن پری سن گوزلیم منده کی بیر ساده جوان
قانادیم یوخدی اوچام سنله جانیم بوردا دایان
سن کی وارسان منه بیر دونیا حریف اولمیاجاق
جانیمی ایسته وریم جان سنه قورباندی اینان
.

فیلم خودتان را بگیرید و بگذارید جلوی خودتان، ببینید می خواهید این فیلم را جلوی همه پخش کنند؟ 
با مادرم چگونه حرف زدم؟
با فرزندم چطور برخورد کردم؟
به دوستم چه گفتم؟
اگر حاضر نیستی این فیلم را بقیه مردم ببینند یعنی خوب نیستی!
این یک تعریف از تقواست که تمام اعمالت را روی سرت بگذاری و بروی بازار دوری بزنی و شرمنده نشوی. 
خداوند این امکان را به ما داده که هر روز خودمان را اصلاح کنیم. 
مغفرتی بالاتر از این هست که هر روز با محاسبه نفس می توانی خودت را اصلاح کنی؟
" استاد الهی قمشه ای "

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

حرف بزنید، بگویید؛
یک‏ کلمه بیشتر هم نمی‏خواهد؛ 
لازم نیست یک سخنرانی بکنید.
کسی که می‏بینید خلافی را مرتکب می‏شود . . . 
بگویید این کار شما خلاف است، نکنید؛ 
لازم هم نیست که با خشم همراه باشد. 
شما بگویید، دیگران هم بگویند
گناه در جامعه خواهد خشکید. 

15/08/1370 امام خامنه ای روحی لک الفدا

  
مراقبش باش
هرکسی لیاقت ِ داشتنش را ندارد
  دلت را می گویم..
چشم ِ دلت را باز کن
  به روی واقعیت های این دنیای ناشناخته و عجیب
 نگذار هر کجا که خودش خواست جا بماند
حواست که نباشد
گم می شود
به همین سادگی 
دلت را می گویم
دست ِ دلت را محکم تر بگیر ...

سازنده‌ی تقوی چیزی نیست جز:


ایمان مستمر


و


عمل مکرر

.....

 

آیت‌الله آقاتهرانی

به سنگ ها گفتم:
انسان شوید!

سنگها گفتند:
ما هنوز به اندازه ی کافی...
سخت نیستیم..

تجربه،

 بهترین درس زندگی است ،

ولی افسوس! که برای آن ،

باید بهای گزافی پرداخت!

” سکوت “

خطرناکتر از حرفهای نیشدار است

کسی که سکوت میکند ،

روزی

” سرنوشت “

حرفهایش را به شما خواهد گفت

مهم بودن رو فراموش کن
روزنامه ی روز شنبه زباله ی روز یکشنبه است
زندگی کن به شیوه خودت
با قوانین خودت
با باورها و ایمان قلبی خودت
مردم دلشان می خواهد
موضوعی برای گفتگو داشته باشند
برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی
هر جور که باشی
حرفی برای گفتن دارند

ﺩﻭﺳﺖ ﻣﺠﺎﺯی ﻣﻦ …!!!
نزﺩﯾﮏ ﺗﺮ ﺑﯿﺎ می خوﺍﻡ ﺭﺍﺯﯼ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻢ . 

 اگر به تو آموختند که پسرا شیرن، دخترا موشن؛
شهید مطهری به من آموخت زن و مرد متفاوت هستند و نباید یکسان باشند، چون ظلم به زن است یکسانی.

 اگر غیرت را دخالت معنا کردند و با حیا شدن را در صندوق کردن؛
شهید مطهری به من گفت غیرت، عشق مرد به ناموسش است؛ و حیا، احترام زن به خودش.

اگر گفتند که مرد میتواند زنش را بزند؛
اسلام به من آموخت که زن ریحانه است و مرد وظیفه دارد تمام اسباب راحتی و آسایشش را فراهم کند...

اگر به تو آموختند که بی حیایی زن برایش آزادیست و با چادر او را اسیر میکنیم؛
شهید مطهری در کتاب حقوق زن به من آموخت که حجاب امنیت است و بی حجابی اسیر دست مردان هوس باز شدن.

 اگر گفتند که زن عقلش نصف مرد است و نمی تواند به تنهایی در دادگاه شهادت دهد؛
شهید مطهری در کتاب حقوق زن به من گفت که زن احساسات و عواطفش دوبرابر مرد است و از این رو ممکن است در شهادت دادن دچار تزلزل شود.

 اگر به تو گفتند که دیه زن نصف دیه ی مرد است چون ارزشش کمتر از مرد است؛ شهید مطهری در کتاب حقوق زن به من آموخت که اگر مرد کشته شود برای اینکه همسرش فرزندان را در آسایش و دور از دغدغه معیشت بزرگ کند، دیه او دو برابر است.

گله از من نکن

اگر شب‌ها سر کشیدم

به خواب‌های خوشت
بهترین مردها نمی‌فهمند

زن عاشق

چقدر کم‌صبر است !


در تمام ضیافت‌های دلم،

جای خالی‌ات

گوشه‌ای چنبرک زده و

این روزهایمان را

به سُخره می‌گیرد

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

ﻣﻦِ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ...

ﻏﺮﻗﺶ ﮐﻨﻢ .. 

ﻫﺮ کسی ﺭو ﮐﻪ ﺍﺯ ﺣﺪﺵ ﮔﺫشت...

در بازی زندگی
یاد می گیری
اعتماد به حرفهای قشنگ بدون پشتوانه
مثل آویختن به طنابی پوسیده ست
یاد می گیری
نزدیک ترین ها به تو گاهی می توانند دورترین باشند

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

"خوشبختی"

حراج روزانه دنیاست!

اینکه ما قدمی برنمیداریم و قیمت پیشنهاد نمیکنیم؛

داستان دیگریست.....

"خوشبختی" پیداکردنی نیست!

"خوشبختی" ساختنیست!


هیچ چیز بر خدا مخفی نیست!!


هوای دو نفره؛

نه ابر می خواهد ،

نه باران ،

نه یک بعدازظهر پائیزی

کافیست حواسمان بهم باشد …

همین …

پانوشت :...وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا ...و هر کس نفسی را زنده کند گویا همه مردم را زنده کرده است(مائده 32)

اهای تویی که تازه وارد دنیای مجازی شدی!..

تنهایی هیچکس را باور نکن...

این ملت عشقشون را هم قایم میکنن

تا بی دردسر هرزگی کنن...

از سگ کمتر است کسی که به وفایش

اعتمادی نیست...قلاده اش را باز کن تا برود!...

زمان بزرگترین هدیه ای است که میشود به کسی داد…

وقتی شما زمانت را با کسی سپری میکنی در حقیقت

با ارزشترین چیزت را در اختیار او گذاشته ای …

هدیه ای که قابل بازپسگیری هم نیست

یادمان باشد هر تبی که میکنیم تب عشق نیست ! گاهی عفونت یک هوسه …

این همه آدم ! بالای خط فقر ولی

زیر خط فهم....

مردم میگویند : آدم های خوب را پیدا و بدها را رها

اما باید اینگونه باشد: خوبی را در آدم ها پیدا و بدی آنها را نادیده بگیریم

چون هیچکس کامل نیست!


حرف بزنید، بگویید؛

یک‏ کلمه بیشتر هم نمی‏خواهد؛

لازم نیست یک سخنرانی بکنید.

کسی که می‏بینید خلافی را مرتکب می‏شود . . .

بگویید این کار شما خلاف است، نکنید؛

لازم هم نیست که با خشم همراه باشد.

شما بگویید، دیگران هم بگویند

گناه در جامعه خواهد خشکید.
امام خامنه ای حفظه الله

پانوشت : این پست رو نوشتم برای دوستان "بسیجی" ام که به حرف آقا دقت کنند!

من نمی‌فهمم چرا
هیچ کس نمی نویسد از مردهـا؟؟؟
 از چشم‌ها و شانه‌ها و دستهایشـان...
از آغوششان...

خوشبختی یعنی

اینکه خداوند آنقدر عزیزت کند

که ساحل امن و

مایه آرامش دیگری شوی....


چه بی تابانه میخواهمت

ای دوریت ، آزمونِ تلخِ زنده به گوری......

پانوشت : تقدیم به همسرم...


ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ؟
ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﻣﺎ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ
ﯾﮑﯽ ﻣﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ؟
ﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﺮ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮﺕ ﺁﻣﺪ،

تو را سفید می نویسم که ازدحام تمام رنگ هاست

و عاشقانه می خوانم

عشقی که حاصل جمع تمام عاطفه هاست !

اعتراف میکنم

این همه واژه را

بیهوده هدر می دهم !

باور کن ...!

یک نگاه تو ...

جایگزین تمام این واژه هاست ...

درزندگی یک " مرد " ،
مُخدری ست به نام " زن " .
زنی که دوستش دارد .
نبودش ،
قهرش ،
دوری اش ،
خماری می آورد و آب می کند ابهت مردانه اش را !!

نمی دانم...

نمی دانم دل اناری ات

با خواندن کدام شعر فشرده می شود

دل من که مثل انار آخر پاییز

فقط با صدای "تو بانو " ترک بر میدارد...

پانوشت : تقدیم به همسرم....

نمیدانم آخر این دلتنگی ها
به کجا خواهد رسید
دنیا پر شده
از قاصدک هایی که راهشان را
گم میکنند
نه میتوانی خبر دهی
نه میتوانی خبری بگیری...


پانوشت:سراغت را از “قاصدک” که می گیرم تابی خورده و در دل ابرها” گم می شود غصه ام می گیرد می دانم! شرم دارد از اینکه، خبر دهد، تو” کنارم نیستی”....

قارا آت نالی نئیلر؟

قارا قاش خالی نئیلر؟

وفالی یاری اولان

دولتی - مالی نئیلر؟

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

به قول خسرو شکیبایی :

حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن....!
میدانی
هر قلبی "دردی" دارد...
فقط
نحوه ی ابراز آن متفاوت است!
برخی
آن را در چشمانشان پنهان می کنند
و
برخی در لبخندشان....!

دلگیر نباش 
تقصیر از خودت بود !
دسته کلید علاقه که گم شد 
باید عوض میکردی قفل تمام آرزو ها را . . .

وقتی دلت برای یک کار خوب تنگ میشود حتما به سراغ آن کار خوب برو و انجام بده.
اما وقتی دلت برای یک کار بد تنگ شد آن را به تاخیر بینداز و سعی کن از زیر حرف دلت فرار کنی. 
این مهمترین رمز موفقیت در تعالی روح و مبارزه با هوای نفس است.
هوسهای خوب دل ما الهامات الهی هستند...

امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی
از محبت دنیا کم نمیشه پس بخند و عاشق باش
امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
کسی به تو خورده نمیگیره پس شادی بخش باش
امروز هرچقدر نفس بکشی
جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمیشه
پس از اعماق وجودت نفس بکش
امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس آرزو کن
امروز هر چقدر خدا را صدا کنی خدا خسته نمیشه
پس صدایش کن
او منتظر توست
او منتظر آرزوهایت
خنده هایت
گریه هایت
ستاره شمردن هایت
و عاشق بودن هایت است
امروز امروز است...

باید از آینه ممنون بود

که فقط ظاهرمان را نشان می دهد!

(درونمان منظره وحشتناکی از تضادها، احساس گناه ها، و نا انسانی هاست ...)

گاهی می خواهم بی بهانه بگویم که دوستت دارم

اما تو آنقدر خوبی که این صدا زدن های گاه و بی گاه، هیچ گاه بی بهانه نیست!

الهی و ربی! من لی غیرک...

دل نوشت: و چقدر نزدیک است "خدای دوم شخص مخاطب" ...

انسانیت غذا دادن به گدا نیست...!

وقتیکه اندازه آن گدا ،گرسنه باشی...
و غذایت را به او بدهی ، انسانی...

نتیجه اش زیباست...
وقتی این دو را پیوند می زنیم...
اینکه فرمودند:
زکات زیبایی، پاکدامنی ست...
و اینکه :
پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند...

حالا...
آنان که زیبایی بیشتر می خواهند،
بسم الله.....


برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند
پر از حس های خوبند
پر از حرفهای نگفته اند…
چه هستند، هستند
و چه نیستند، هستند
یادشان ،خاطرشان ، حس های خوبشان…
آدمها ، بعضی هایشان ، سکوتشان هم پر از حرف هست
پر از مرهم به هر زخم است !

زمستان را باور نکن...
هوا بی تو سردتر از این حرف هاست...

نمی شود دوستت نداشت !

لجم هم که بگیرد...

نهایتش این است که؛

دفترچه خاطراتم،

پر از فحشهای عاشقانه می شود !...

دو چیز یادت باشه . . .


هیچ وقت به کسی که بهت اعتماد داره دروغ نگو . . .

هیچ وقت به کسی که بهت دروغ میگه اعتماد نکن . . .


پانوشت : من خوب بودن رو "خوب" بلدم!

مشکل اینجاست :
همیشه آدم های تنوع طلب
دست می گذارند روی آدمهای وفادار،
افسوس ...

بهانه هم اگر می گیری ...
بهانه ی مرا بگیر !
من تمام خواستن را وجب کرده ام
هیچکس
هیچکس به اندازه من
عاشق تو و بهانه هایت نیست !

خوب یادم هست ...
زمانی که تو را بدست آوردم لبخند زدم ...
به پشت سر خیره شدم چیزی نبود !!!
تمام دنیایم را برای تو از دست داده بودم!
2 باره لبخند زدم چون می ارزید!
اگر تو نبودی همین لبخند راهم نداشتم...

بدون چتر به سمت من بیا؛
تا خیس شویم!
اینجا...
باران دلتنگی می بارد!

زن ...

با چشمانش حرف میزند ؛
دوست داشتنش را با نگاهش میگوید ،
دلتنگی در چشمانش اشک میشود !
وقت شادی ؛
چشمانش برق میزند ...
وقت عشق بازی
چشمانش خُمار میشود ،
تمام دنیا را میشود در چشم زن خلاصه کرد !

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

تو گفتی "عدالت اجتماعی" و ما حتی از حال و روز همسایه غافل ماندیم...
تو گفتی "وجدان کاری و انضباط اجتماعی" و ما گاهی یواشکی چراغ قرمز ها را نادیده گرفتیم...
تو گفتی "انضباط اقتصادی" و ما گاهی در مورد اموالمان حساسیت به خرج ندادیم که صد در صد حلال باشند...
تو گفتی "نهضت خدمت رسانی به مردم" و ما نهضت خدمت رسانی به جیب خودمان را اجرا کردیم...
تو گفتی "همبستگی ملی و مشارکت عمومی" و ما حتی در خانواده خودمان رای دیگران را مقدم بر رای خودم ندانستیم...
تو گفتی "نوآوری و شکوفایی" و ما حتی در یک تحقیق ساده دانشگاهی خلاقیت به خرج ندادیم و مطالب را کپی پیست کردیم...
تو گفتی "اصلاح الگوی مصرف" و ما حتی هنگام مسواک زدن شیر آب را نبستیم...
تو گفتی "همت مضاعف و کار مضاعف" و ما حتی کاری را که بر عهده مان گذاشته شده بود به درستی انجام ندادیم...
تو گفتی "تولید ملی ‘ حمایت از کار و سرمایه ایرانی" و ما حتی حاضر نشدیم برای خانه خودمان یک وسیله برقی ایرانی بخریم...
تو گفتی "اقتصاد و فرهنگ" و ما حتی کار اشتباه دوست صمیمیمان را به او گوشزد نکردیم...
و ما از ولایتی بودن تنها یک ادعا داریم... 

گاهی می آید
زمزمه ی یک نسیم
آری...
اینبار خبری از قاصدک نیست
کجاست؟؟؟
شاید تنها می خواهد...
موهایت را به رسم دستانم
اندکی نوازش دهد!!!

نمی دانم چشمانت با من چه میکند!!!

فقط وقتی که نگاهم میکنی چنان دلم از شیطنت نگاهت می لرزد
که حس می کنم چقدر زیباست
فدا شدن ...
برای چشمهای که تمام دنیای من است...

زندگی را با عشق نوش جان باید کرد ...

زندگی جیره‌ی مختصری‌ست
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است
مثل یک حبّه‌ی قند
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد

"نیما یوشیج"

همه چشم اندازها 

وقتی زیباست 

که

نمره ی عینک مهربانی شما

 20 باشد ...

دیدی نانوا چطور خمیر نان سنگک را پهن می کند و درون تنور می گذارد...
چه اتفاقی می افتد؟! خمیر به سنگها می چسبد!
اما نان هرچه پخته تر می شود، از سنگها جدا می شود...
حکایت آدم ها همین است؛
سختیهای این دنیا، حرارت تنور است...و این سختی هاست که انسان را پخته تر می کنند...
و هر چه انسان پخته تر می شود سنگ کمتری بخود می گیرد...سنگها تعلقات دنیایی هستند...
ماشین من، خانه من، کارخانه من....
آنوقت که قرار است نان را از تنور خارج کنند سنگها را از آن می گیرند!
خوشا به حال آنکه در تنور دنیا آنقدر پخته می شود که به هیچ سنگی نمی چسبد!

تو در زندگی به چه چسبیده ای؟! سنگ وجود تو کدام است؟

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

بگو شب از کجای قصه شروع می شود

که عبور ستاره ای بر مدار ابدیت,

بهانه های کوچک خوشبختی را

به ذهن خسته من هدیه می دهند...؟!

مستی غریبانه ای بوده است شاید,

که سرگردان در فاصله کوتاه لب هامان,

سرود آزادی خوانده است شبی.

بگو به آسمان بگو...

بوسه ها پرواز نخواهند کرد!!

دلتنگی ها گاه از جنس اشکند ....

و گاه از جنس بغض

گاه سکوت میشوند و خاموش میمانند

گاه هق هق می شوند و می بارند

دلتنگی من برای تو

اما جنس غریبی دارد...

چه کرده ای تو با دلم که از تو پیش دیگران

گلایه هم که میکنم شعر حساب میشود

در این شهر دلتنگ

بازوان تو

میدان تحریر بغض‌های من است !

چه کلمه مظلومی است..!


*قسمت*



تمام نامردی ها را گردن میگیرد!

یک نامه
از : شهدا
به : ما 
.
.
.

بخشنده بودن بیشتر از آنکه توانایی مالی بخواهد ، قلبی بزرگ میخواهد..
دست همیشه برای زدن نیست
کار دست همیشه مشت شدن نیست
دست که فقط برای این کار ها نیست 
گاهی دست میبخشد
نوازش میکند ، احساس را منتقل میکند
گاهی چشمها به سوی دست توست 
دستت را دست کم نگیر !!


پانوشت : جشن عاطفه ها نزدیک هست!

اینجا . . .

نمی توان به کسی نزدیک شد 
آدمها . . .
از دور دوست داشتنی ترند . . . !

پانوشت : این حقیقت دنیای مجازی هست!

بیقراری هایم

پاییز می خواهد و چشم های عاشقت را

نگاهت را از من نگیر

این پاییز را عاشقم باش ....

به لبخند هایمان
* و اِن یَکاد *
آویزان میکنم..!
این روزها
درحوالی دلخوشی های مآ
کسی نظرش را
"تنگ"
کرده است...!

" شهدا راضی نیستند

از روی کسی رد بشن

تا به آرامش برسن !

هر چند بعضی ها از روی شهدا رد شدن

و

به خیلی چیزا رسیدن . . . "

لحظه هایی هستند که هستیم...
چه تنها،چه در جمع...اما خودمان نیستیم...
انگار روحمان می رود، همان جا که می خواهد...
بیصدا!!! بی هیاهو!!!همان لحظه هایی که...

بیایید عهد ببندیم که مثل باران باشیم!

آسمانی شویم اما درد زمینی ها را فراموش نکنیم

حُسن باران این است

که زمینی ست، ولی

آسمانی شده است

و به امداد زمین می آید...

من مینویسم ازعشق بین زوج های مذهبی....

مینویسم از محبت هایی که اساسش عشق به خداست...

غفلت از من بچه مذهبی هست ...که نگذاشتم دیده شوم....

کسی عشق های آسمانی ما را ندیده....

مینویسم تا بدانند عشق اصلی مال ما بچه مذهبی هاست ..

نه آن عشق های پوچ خیابانی....


پانوشت : تقدیم به همسرم که هر روز که می گذرد من رو به خدا نزدیکتر می کند!



تنها تو که باشی کنار من

دلم

قرص است.

اصلا تمام قرص ها جز

تو

ضرر دارند.

حواسمان را جمع کنیم …

آدمها مثل موبایل ها

low battery ندارند ؛

اکثرا بدون اخطار قبلی و خیلی ناگهانی

تمام میشوند …

در من کوچه هاییست که با تو ...

سفر هاییست که با تو ...

روزهاییست که با تو ...

شبهایست که با تو ...

عاشقانه هایست که با تو ...

نگشته ام .

نرفته ام .

سرنکرده ام.

آرام نیافته ام .

نگفته ام .

می بینی چقدر با تو کار دارم ؟؟؟!!!


پانوشت : تقدیم به همسرم...

هنگامی که در زندگی اوج میگیری،

دوستانت می فهمند تو چه کسی بودی

اما هنگامی که در زندگی، به زمین می خوری،

آنوقت تو میفهمی که دوستانت چه کسانی بودند.

بدون چتر به سمت من بیا؛

تا خیس شویم!

اینجا...

باران دلتنگی می بارد!

تعهد به سند ازدواج نیست

تعهد به حلقه ی دست چپ نیست

تعهّد...

یه حسّیه تو قلب آدما....


گاهی حرف کم می آورد

در انتقال حس

و باید "لمس" کرد

تو را...


از صورتت نقاشی کشیده ام

همانطور که دلم میخواست باشی

حالا چشمهایت فقط مرا میبیند

و لبخند همیشگیت

لحظه های نبودنت را

میپوشاند

فقط مانده ام

هوس بوسیدنت را چه کنم ؟

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

خدا دوست دارد بنده اش بگوید: خدایا! غلط کردم.

دیدید وقتی بچه ی شما اشتباهی می کند ، می آید به شما

می گوید : من غلط کردم ؛ چقدر خوشتان می آید .

گریه می کند و اشک می ریزد ، که آقاجون !غلط کردم ، من

را نزن.

شما او را بغل می کنید و به خودتان می چسبانید و نوازش

می کنید.

شما بنده اید ، این طورید، آن وقت خدا!

فقط یک کلمه انسان بگوید : '' خدایا! ، نفهمیدم ، بد کردم ،

عمرم را به بطالت صرف کردم''

آیت الله مجتهدی ره

توکل یعنی :

اجازه بدهی خداوند خودش تصمیم بگیرد !

تو فقط دعا کن و ایمان داشته باش که خداوند

دعایت را به زودی مستجاب میکند!

وقتی دستهایت را، نذر مرتب کردن حجابت میکنی...

وقتی چشمهایت را، بر حرام میبندی!

وقتی پاکی وجودت را، از نگاه‌های چرکین می‌پوشانی!

آنگاه؛ پیشکشِ توست! بلندای آسمانها! که حجابت آسمانست و

تو خودت، از جنس ماه...


پانوشت : تقدیم به همسرم....

زندگی مثل جلسه امتحان است...

بارها غلط مینویسیم.پاک میکنیم...

و دوباره غلط مینویسیم..

غافل از اینکه ناگهان مرگ فریاد میزند...

برگه ها بالا!!

سنجاق کرده اند
حیارا
عفت را
مهربانی را
عشق را
صفارا
ایمان را
ویک عالم چیزدیگررابه چادرت..
برای همین است...
که این چنین "سنگین وباوقار"راه میروی بانو!

پانوشت : تقدیم به همسرم....


گاهی زندگی سر آدم بازیهایی در می آورد

که خودت انگشت به دهان می مانی

گاهی غمهایی داری

که هیچ کس نمی فهمد

می خواهی فریادشان کنی

اما صدایت در نمی آید و سکوت میکنی!

همین...!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

غصه هایت را با قاف بنویس
آنگاه می توانى به راحتى از آنها بگذرى
قصه زندگیت بى غصه باد...

"هست"

را اگر قدر ندانى میشود

"بود"

وچه تلخ است

"هستى" که "بود" شود .

ﮐﯽ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯾﻪ !!؟؟
من میگم ...

حرفهای زیادی بلد نیستم

من تنها چشمان تو را دیدم

وگوشه ای از لبخندت

که حرفهایم را دزدید

از عشق چیزی نمی دانم

اما دوستت دارم

کودکانه تر از آنچه فکر کنی

می خواهم امروز از تو بنویسم

حتی اگر کودکانه باشد. . .

دلتنگ شدن برای کسی ...

این نیست که از آخرین باری که او را دیده اید

یا با او صحبت کرده اید چقدر گذشته است !!!

بلکه دلتنگی آن لحظه ایست

که در حال انجام کاری هستید ،

و آرزو می کنید که ...

کاش او نیز اکنون کنار شما بود !

و این لحظه خاص یعنی:

دلتنگی...